تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
را ديده و گفتار مخشىّ بن عمرو را شنيده بود ، به سرعت به راه افتاد و خود را به مكّه رساند و او نخستين كسى بود كه اخبار بدر الموعد را به مردم مكّه رساند و چون از او كثرت اصحاب محمّد ( ص ) را سؤال كردند ، او اين مطلب را كه اكثريت شركت‌كنندگان را مسلمانان تشكيل مىدادند ، بيان داشت و گفتار پيامبر ( ص ) به مرد ضمرى را بازگو كرد و گفت : محمّد با دو هزار نفر از ياران خود در بدر الموعد شركت كرده بود و تمام هشت روز را در آنجا توقف كرد تا اين كه مردم پراكنده شدند . صفوان بن اميه به ابو سفيان گفت : به ياد دارى كه من تو را از قرار مجدد جنگ منع كردم ، ولى تو گوش ندادى . در نتيجه آن‌ها اكنون جسورتر شده‌اند و تصور مىكنند كه ما به واسطهء ضعف و ناتوانى از مقابله با آن‌ها خوددارى كرديم . « 1 » بيهقى مىگويد : وقتى مردم قريش شمار اصحاب محمّد ( ص ) در بدر الموعد را شنيدند ، به فرياد آمدند . « 2 » برخى از اين قضيه چنين فهميده‌اند كه پيامبر ( ص ) احساس كرد كه مخشىّ بن عمرو ضمرى آن سخنان را به عنوان تمسخر و استهزاء مىگويد . از اين رو با اين شيوه با او برخورد كرد . « 3 » روشن است كه پيامبر ( ص ) هرگز پيمان نمىشكست و با احدى وارد جنگ نمىشد ، مگر اينكه شرايط او را به آن ناچار مىساخت . علاوه بر اين نرم‌خو و بزرگوار بود و در بزرگوارى و اخلاق پسنديده به جايى رسيده بود كه
هامش
( 1 ) . المغازى ، 1 / 388 ؛ سيره ابن كثير ، 3 / 169 ؛ البداية و النهايه ، 4 / 88 ؛ تاريخ الامم و الملوك ، 2 / 229 - 230 ؛ سيره ابن هشام ، 3 / 320 ؛ تاريخ الاسلام ( ذهبى ) ، 1 / 203 - 204 ؛ دلائل النبوه ( بيهقى ) ، 3 / 385 . ( 2 ) . دلائل النبوه ( بيهقى ) ، 3 / 385 - 387 . ( 3 ) . سيرة المصطفى ، 455 .
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 495 | السيد جعفر مرتضى العاملي / محمد سپهرى