خداوند دربارهء او چنين نازل فرمود :
إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ
. « 1 »
به عبارت ديگر ، پيامبر ( ص ) از اين جهت اين موضع را اتخاذ فرمود كه توازن و تعادل شخصيتى را به آن مرد بازگرداند و به او تفهيم نمايد كه مسائل مهمتر از آن است كه كوتهنظران بىمسئوليت كه نمىتوانند امور را آنچنان كه بايد ، به نيكى فهم نمايند ؛ آن را به بازى و سخريه گيرند .
به نظر ما سخن اين مرد ضمرى نمىرساند كه وى درصدد استهزاى مسلمانان باشد . البته روشن است كه وى از كشتار مردان مسلمان ، اسارت زنان و نابودى اموال و خانههايشان شادمان مىشد . شايد وى آنچه را دربارهء كثرت سپاه قريش شنيده بود ، باور داشت ، امّا ناگهان با صحنهاى روبهرو شد كه هرگز انتظار نداشت . از اين رو پيش آمد تا راز آن را شايد فهم كند . گويى باور داشت كه مشركان مكّه خواهند توانست بر مسلمانان چيره شوند و سپاه پيغمبر ( ص ) در مقابل نيروهاى مشركين بسى ضعيف و ناتوان هستند از اين رو پيامبر اكرم ( ص ) مىخواست اين باور غلط او را تصحيح كند و پرده را از جلوى چشمان او و ديگر كسانى كه در آنجا سخنان حضرت را مىشنيدند و يا به آنها خواهد رسيد ، بردارد و چنان حقيقت را به او بنماياند كه نه تنها مىتواند قريش را با همهء امكانات ، استعدادها و نيروهايش درهم كوبد ، بلكه آمادگى دارد كه به رويارويى قريش و همه كسانى برود كه چون قريش فكر مىكنند و در دشمنى با اسلام و مسلمانان در كنار و همانند مشركان مكّه موضع مىگيرند .
6 . هشت روز انتظار
سرزمين بدر صغرى ميزبان بسيارى از مردمانى بود كه از مناطق مختلف
هامش
( 1 ) . قلم ( 68 ) : 4 ؛ بنگريد : سيرة المصطفى ، 455 .