و اخبار اين ترديد و دودلى به حضرت رسيد تا آنجا كه پيغمبر ( ص ) بيم داشت ، كسى همراه او بيرون نيايد و فرمود : سوگند به خدايى كه جان من در دست اوست ، حتما خواهم رفت ، اگر چه احدى نيز همراه من نيايد .
از عثمان بن عفّان روايت شده كه در اين باره مىگفت : در دلهاى ما چنان ترس افكنده شده بود كه هيچ كس ديده نمىشد كه آهنگ حركت به بدر الموعد را داشته باشد . اين سخن عثمان به اصطلاح دانشمندان زبان عربى ، نكره در سياق نفى است و همه را در برمىگيرد . از اينرو ابو بكر و عمر هم از اين شمول خارج نيستند .
اگر به فرض بپذيريم كه آنچه در اين باره از شيخين نقل شده ، درست است ؛ البته ما آن را نادرست مىدانيم ، دو احتمال پيش روى خود خواهيم ديد كه مىبايست يكى از آن دو سبب اتخاذ چنين موضعى باشد . ما ترجيح مىدهيم كه احتمال دوم موجب اتخاذ موضع آن دو است .
1 . آن دو تصميم پيغمبر ( ص ) براى حركت به سوى بدر صغرى را چنان قطعى و مسلّم ديدهاند كه به هيچ قيمتى از آن برنخواهد گشت ، بلكه اگر لازم باشد ، به تنهايى خواهد رفت . بنابراين موضع آن دو تأثيرى در تصميم پيغمبر ( ص ) نخواهد داشت ، بلكه يك امتياز مثبت براى آنان ثبت خواهد شد كه موقعيت آنان را نزد رسول خدا ( ص ) و مسلمانان خصوصا پس از فرار از معركهء نبرد احد و رأى سست آنان در بدر ، تا حدودى ترميم خواهد كرد .
2 . شايد آن دو از طريق نعيم بن مسعود يا كس ديگرى از واقعيت خبردار و به حقيقت مواضع مردم مكّه و ترس آنان از جنگ با پيغمبر ( ص ) و مسلمانان آگاه شدهاند . از اين رو از قبل مىدانستند كه حركت به سوى بدر صغرى هيچگونه خطرى براى مشركان قريش - و نيز مسلمانان - نخواهد داشت ، مگر از جهت تبليغاتى ، سياسى و روانى كه جبهه شرك را تضعيف خواهد كرد .
همچنان كه خودشان را نيز هيچگونه خطرى حتى در معركه نبرد تهديد نخواهد كرد .
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 490
مساهمون: السيد جعفر مرتضى العاملي
ص٤٩٠