تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١

3 . نقد ديدگاه واقدى

هر چند واقدى را تا حدودى ارج مىنهيم و او را اندكى منصف مىدانيم و معتقديم كه سيرهء رسول اكرم ( ص ) را از جهت نقل نسبت به ديگران دقيق‌تر ثبت كرده است ، امّا گاهى اوقات از او دلخور مىشويم . البته نه از اين جهت كه مطالبى در كتاب خود آورده كه بطلان آن با دليل قطعى به اثبات رسيده يا راويان در آن دست برده‌اند ، چه اين مسأله معروف و مأنوس است و تقريبا هيچ مؤلفى در مسائل و حوادث تاريخى از اين لغزش نجات پيدا نكرده است ، بلكه از اين جهت بر او خرده مىگيريم كه همانند ديگران ، گاهى اوقات دچار تناقض‌گويى مىشود يا او را هواپرستان و باطل‌گرايان كينه‌توز و بدخواه اسلام فريب مىدهند . چنان كه در توصيف وضعيت روحى و روانى مشركان و مسلمانان دچار همين اشتباه شده است . او در حالى كه از سرور و شادمانى قريش از آمادگى براى بدر الموعد سخن مىگويد ، وضعيت مسلمانان را از اين بابت در هاله‌اى از خوف ، وحشت و ترس به تصوير مىكشد . واقدى دربارهء مشركان مىگويد : آن‌ها براى جمع‌آورى سپاه و بيرون رفتن آماده مىشدند . آن روز ( بدر الموعد ) در نظر ايشان از روزهاى نامى بود . چون آن‌ها از احد برگشته بودند و طمع داشتند كه در بدر الموعد هم پيروزى نصيب آنان شود . « 1 » او وضعيت عمومى مسلمانان را در اين هنگام چنين توصيف مىكند : وقتى كسى به مدينه مىآمد و ياران محمّد را مىديد كه خود را براى خروج آماده مىكنند ، مىگفت : ابو سفيان را در حالى ترك كردم كه نيروهاى فراوانى را گرد آورده و در ميان هم‌پيمانان عرب خود به راه افتاده بود كه آن‌ها را به جنگ شما بياورد . مسلمانان اين خبرها را خوش نداشتند . چه اين اخبار موجب ترس و وحشت آن‌ها مىشد . « 2 »
هامش
( 1 ) . المغازى ، 1 / 384 . ( 2 ) . همان ، 385 .