تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
ديگرى عطا نفرموده است . خداوند در اين باره چنين مىفرمايد :
وَ ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَما أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَ لا رِكابٍ وَ لكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلى مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
. « 1 » و آنچه خداوند از آنان عايد پيامبر خود گردانيد ، شما ( براى تصاحب آن ) اسب يا شترى بر آن نتاختيد ، ولى خدا ، فرستادگانش را بر هر كه بخواهد ، چيره مىگرداند و خدا بر هر كارى تواناست . اين مخصوص پيامبر ( ص ) بود و پيامبر ( ص ) هم آن را ميان شما هزينه مىكرد و كس ديگرى را بر شما ترجيح نداد و ميان شما پايدار داشت و اين اموال باقى مانده است و پيامبر ( ص ) هزينه ساليانه اهل خود را نخست از آن پرداخت مىكرد و مابقى را در راه خدا و همان‌گونه كه ديگر اموال خدا را هزينه مىكرد ، به مصرف مىرسانيد . او در تمام مدت زندگى خود چنين كرد . چون رحلت فرمود ، ابو بكر گفت : من والى هستم و همان‌گونه كه پيامبر ( ص ) دربارهء آن ، عمل مىكرد ، عمل نمود و حال آن كه شما دو تن - عمر به على و عبّاس مىنگريست - چنان مىپنداشتيد كه ابو بكر در آن مورد ستمگر و تبه‌كار است و خدا مىداند كه او نيكوكار ، راست‌گو و پيرو حق بود . چون خداوند ، عمر ابو بكر را به سر آورد ، گفتم : من سزاوارترين مردم به ابو بكر هستم و به رسول خدا و آن اموال را دو يا چند سال از حكومت خود در دست داشتم و همان‌گونه كه رسول خدا و ابو بكر عمل مىكردند ، عمل كردم و شما دو تن - و در آن حال به عباس و على مىنگريست - مىپنداشتيد كه من در آن‌باره ستمگر و تبه‌كارم و خداوند مىداند كه نيكوكار و به راه راست و پيرو حق هستم . پس از آن هر يك از شما پيش من آمديد و سخن شما در واقع يكى بود . تو اى عباس ، پيش من آمدى و بهرهء خود را از برادرزاده‌ات ( پيامبر ) مطالبه كردى و على هم آمد و بهرهء همسرش را از مال پدرش مطالبه كرد . به شما گفتم : پيامبر ( ص ) گفته است : ما ارث نمىگذاريم ،
هامش
( 1 ) . حشر ( 59 ) : 6 .