سال خاندان و خانوادهاش را از محصول برخى از اين زمينها مىداد و باقى مانده را در راه خدا به مصرف مىرساند . « 1 »
ادعاى تخميس اموال بنى نضير نادرست است . نزد همگان مسلّم است كه اين اموال به زور ( عنوهء ) فتح نشد ، بلكه از جملهء فىء خداوند به رسول خويش است . مىدانيم كه فىء ، خمس ندارد ، بلكه فقط غنايم جنگى كه با زور به دست آمده باشد ، خمس دارد .
مگر اين كه منظور اين باشد كه رسول خدا ( ص ) اموالى را تخميس كرد كه پيش از صلح از بنى نضير به غنيمت گرفته بود . سپس آن را به همهء اموال بنى نضير عموميت بخشيده باشند .
شايد هدف از ادعاى تخميس اموال بنى نضير القاى اين شبهه باشد كه مطالبه اين اموال از سوى على ( ع ) ، فاطمه ( س ) و عبّاس ، نادرست بوده است .
در حالى كه شخص خليفهء دوم ، عمر بن خطّاب در همين روايت مطالبه اموال ، آنگاه كه ابو بكر به تنهايى روايتى ادعا كرد كه از پيغمبر ( ص ) شنيدم كه گفت :
ما پيامبران ارث نمىگذاريم ، آنچه از ما مىماند ، صدقه است ؛ تصريح نمود كه اموال بنى نضير تركهء رسول خدا ( ص ) است . « 2 » پيشتر هم ديديم كه وى اين اموال را فىء رسول خدا ( ص ) مىدانست .
هامش
( 1 ) . تاريخ الخميس ، 1 / 462 .
( 2 ) . صحيح مسلم ، 5 / 151 - 153 ؛ شرح نهج البلاغه ، 16 / 221 - 223 ؛ جامع البيان ، 28 / 26 - 27 ؛ تاريخ المدينه ، 1 / 202 - 209 ؛ الصواعق المحرقه ، 35 - 36 ؛ صحيح بخارى ، 3 / 11 ؛ وفاء الوفاء ، 3 / 996 - 998 ؛ المصنّف ، 5 / 469 - 471 ؛ سنن ابى داود ، 3 / 139 - 140 ؛ عمدة القارى ، 14 / 185 ؛ مسند ابى عوانه ، 4 / 136 - 140 ؛ الجامع الصحيح ، 4 / 158 ؛ الاموال ، 17 - 18 ؛ تفسير القرآن العظيم ، 4 / 335 - 336 ؛ لباب التأويل ، 4 / 246 - 247 ؛ الجامع لاحكام القرآن ، 18 / 11 ؛ سنن نسائى ، 7 / 136 ؛ مسند احمد ، 1 / 208 - 209 ؛ كنز العمّال ، 7 / 167 - 168 ؛ الدر المنثور ، 6 / 193 ؛ تلخيص الشافى ، 3 / 138 ؛ الترتيب الاداريه ، 1 / 402 .