تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
به واسطهء اين اتهام اخراج نكرد . « 1 » د . برخى روايات ، علّت اخراج يهوديان را بىنيازى مسلمانان از نيروى كار آنان مىداند نه وصيّت پيغمبر ( ص ) براى اخراج آنان . ابن سعد و شمارى از مورّخان و محدّثان روايت كرده‌اند كه پس از آن كه املاك خيبر در اختيار مسلمانان قرار گرفت ، به اندازه‌اى كارگر نداشتند كه بتوانند كارهاى كشت و زرع اراضى و باغ‌ها آنجا را انجام دهند . از اين رو پيامبر ( ص ) آن‌ها را به يهوديان سپرد تا بر نيمى از محصول روى آن كار كنند . اين روش به قوّت خود باقى بود تا اين كه دورهء عمر فرا رسيد . در اين دوران نيروى كار مسلمانان زياد شد و خود توانستند كار كشت و زرع اين زمين‌ها را انجام دهند . از اين رو عمر يهوديان را به شام تبعيد كرد و آن املاك را بين مسلمانان تقسيم كرد . اين تقسيم تا روزگار ما ( راويان ) برقرار است . « 2 » ابن سلّام نيز روايتى نزديك به همين مضمون دارد . « 3 » ه . واقدى روايت كرده كه : محمّد بن يحيى بن سهل بن ابى حثمه از قول پدرش برايم نقل كرد كه مىگفت : مظهّر بن رافع حارثى ده كارگر نيرومند از شام آورده بود كه روى زمين‌هاى او كار كنند . مظهّر آن‌ها را به خيبر آورد و سه روز آنجا ماند . مردى از يهوديان نزد كارگران آمد و گفت : شما مسيحى هستيد و ما يهودى و مالك اين زمين‌ها ، عرب‌هايى هستند كه به زور شمشير بر ما چيره شده‌اند . شما ده نفريد ، يك نفر عرب شما را از سرزمين خودتان كه سرزمين شراب و بركت است ، در بردگى شديد به اينجا آورده است كه سراپا
هامش
( 1 ) . بنگريد : المغازى ، 2 / 714 - 715 ؛ سيره حلبى ، 3 / 57 - 58 ؛ اسد الغابه ، 3 / 179 - 180 ؛ الاكتفاء ، 2 / 270 ؛ الاصابه ، 2 / 322 ؛ عمدة القارى ، 13 / 306 ؛ سيرهء ابن هشام ، 3 / 369 - 370 . ( 2 ) . الطبقات الكبرى ، 2 / 114 ؛ فتح البارى ، 5 / 240 ؛ تاريخ المدينه ، 1 / 188 . ( 3 ) . الاموال ، 142 ، 162 - 163 .
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 423 | السيد جعفر مرتضى العاملي / محمد سپهرى