تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
تلاش و بدبختى است . چون از دهكدهء ما برون رفتيد ، او را بكشيد . گفتند : ما اسلحه نداريم . يهوديان دو يا سه كارد به آن‌ها دادند . گويد : مظهّر همراه آنان بيرون آمد و چون به منطقه ثبار رسيدند به يكى از ايشان كه كارهاى او را انجام مىداد ، گفت : پيش من بيا و فلان كار را انجام بده . در اين موقع همه در حالى كه كاردها را كشيده بودند ، به او حمله كردند . مظهّر به سرعت براى برداشتن شمشيرش كه ميان خورجين بارش بود ، دويد امّا پيش از آن كه به خورجين برسد و آن را بگشايد ، شكمش را دريدند و با شتاب خود را به خيبر رساندند . يهودىها ، آن‌ها را پذيرا شدند و زاد و توشه دادند و ياريشان كردند تا به شام بازگشتند . خبر كشته‌شدن مظهّر بن رافع و آنچه يهود با او كرده بودند ، به عمر رسيد . عمر برخاست و براى مردم خطبه خواند . . . و گفت : مردم ، يهوديان نسبت به عبد اللّه بن عمر آن كار را كردند و مظهّر بن رافع را كشتند و در عهد رسول خدا ( ص ) بر عبد اللّه بن سهل تاختند . من ترديد ندارم كه او را هم آن‌ها كشته‌اند و ما ، در خيبر دشمنى غير از يهود نداريم . هركس آنجا مالى دارد ، بيرون بيايد كه من هم بيرون خواهم رفت و همهء اموال و حدود آن را تقسيم و معين خواهم كرد . يهود را از خيبر بيرون خواهم راند . چه رسول خدا ( ص ) به ايشان فرموده است تا هنگامى كه اوامر خدا را اقرار داشته باشيد و از آن تمكين كنيد ، شما را در اينجا سكونت مىدهم . بنابراين با اين اعمال هم خداوند اجازه فرموده است كه آن‌ها را تبعيد كنيم ، مگر اينكه كسى پيمان‌نامه يا گواهى ديگرى ارائه دهد كه رسول خدا ( ص ) به او اجازهء سكونت داده باشد كه در آن صورت ، من هم او را اجازه خواهم داد . طلحة بن عبيد اللّه گفت : اى امير المؤمنين ، تصميم صحيح و درستى گرفته‌اى و ان شاء اللّه موفق باشى . آرى رسول خدا ( ص ) به آن‌ها همان‌طور فرمود و حال آن كه آن‌ها نسبت به عبد اللّه بن سهل در زمان رسول خدا ( ص ) چنان عمل كردند و بعد هم عليه مظهّر بن رافع تحريكاتى كردند ، به طورى كه بندگانش او را