تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
كشتند ، نسبت به عبد اللّه بن عمر هم آن رفتار را كردند . بنابراين از نظر ما يهوديان مورد اتهام و سوء ظن هستند . عمر به طلحه گفت : آيا كسانى هم كه با تو هستند چنين عقيده‌اى دارند ؟ همه مهاجران و انصار گفتند : آرى : اين چنين است . عمر از اين جهت شادمان شد . « 1 » چندان دور نرفته‌ايم اگر بگوييم : حديث دو دين در جزيرة العرب جمع نمىشود ؛ سخن خود عمر است ، امّا به منظور تصحيح اقدام وى كه به خاطر فرزندش عبد اللّه ، پيمان يهوديان را يك جانبه لغو كرد ، هواخواهانش آن را به رسول خدا ( ص ) نسبت داده‌اند . شايد اسباب و علل ديگرى هم در تصميم عمر دخالت داشته است كه البته ما منكر آن نخواهيم شد ، ليكن هر گونه نسبتى را در اين باره با خواسته و فرمان رسول خدا ( ص ) رد مىكنيم . ابو عبيد قاسم بن سلام مىگويد : يحيى بن زكريا بن ابى زائده ، و محمّد بن عبيد از عبيد اللّه بن عمر از نافع از عبد اللّه بن عمر روايت كرده‌اند كه گفت : عمر مشركان را از جزيرة العرب بيرون راند و گفت : دو دين در جزيرة العرب جمع نمىشود . او آن قدر به يهوديان مهلت داد كه اموال و كالاهاى خود را بفروشند . « 2 » ملاحظه مىكنيد كه در اين روايت ، سخن مذكور به عمر نسبت داده شده است و هيچ‌گونه اشاره‌اى به رسول خدا ( ص ) نكرده‌اند . احتمال قوى مىدهيم كه همين درست‌تر و با دلايل و شواهد فراوان ديگر سازگارتر است كه مىرساند : اين اقدام ( بيرون راندن يهوديان ) انديشه و تصميم خليفهء دوم بوده است .
هامش
( 1 ) . المغازى ، 2 / 716 - 717 . بنگريد : كنز العمّال ، 4 / 324 - 325 ؛ سيره حلبى ، 3 / 57 . ( 2 ) . الاموال ، 43 .