پيغمبر ( ص ) ، فرمود :
مشركان را از جزيرة العرب بيرون كنيد يا دو دين در سرزمين عرب جمع نمىشود . « 1 »
سخن كسى كه هذيان مىگويد و درد بر او غالب شده ، پناه بر خدا ، قابل اعتماد نيست و نمىتوان به آن عمل كرد ، هر چند از طرق صحيح و صريح رسيده باشد .
ب . ما نمىخواهيم در اينجا خليفه را به صراحت مورد انتقاد قرار دهيم كه نسبت به آخرين كلامى كه از رسول خدا ( ص ) دربارهء اديان جزيرة العرب صادر شده ، جهل داشته است و بيان كنيم كه چنين چيزى با مقام جانشينى و خلافت رسول خدا ( ص ) هماهنگى ندارد ، بلكه ما ، در اين نكته ترديد جدّى داريم كه خليفه در موضع خويش در قبال يهوديان به گفتار رسول خدا ( ص ) استناد كرده باشد . مسلّم است كه رسول اكرم ( ص ) پس از فتح خيبر ، يهوديان را در بخشى از آن گذاشت تا بر روى زمينهاى خيبر كار كنند و بخشى از محصول از آنان باشد ، امّا عمر آنان را از خيبر به تيماء و اريحاء اخراج كرد . « 2 »
ما عقيده نداريم كه تبعيد يهوديان از خيبر به حكم خليفهء دوم در اجراى فرمان رسول خدا ( ص ) و تعهد به احكام شرعى بوده است ، بلكه در اين باره ترديد داريم ؛ آنچه ترديد ما را در اين باره تقويت مىكند ، پرسشها و رواياتى است كه به گوشهاى از آنها اشاره مىكنيم . در پايان نيز خواهيم كوشيد ديدگاه خود را در اين باره با قدرى صراحت بيان نماييم ؛
أ . اگر اين كار دستور و خواسته پيامبر اكرم ( ص ) بود ، چرا خليفهء اوّل اين
هامش
( 1 ) . همان منابع .
( 2 ) . بنگريد : صحيح بخارى ، 2 / 192 ؛ صحيح مسلم ، 5 / 27 ؛ مسند احمد ، 2 / 149 ؛ وفاء الوفاء ، 1 / 320 ؛ سيره حلبى ، 3 / 58 ؛ الروض الانف ، 3 / 251 .