را از پردهدار پيغمبر ( ص ) ، حبشى را از خدمتكار حضرت و قبطى را از مرد يا زن خدمتكار رسول خدا ( ص ) آموخت . « 1 » چرا فارسى را از سلمان ، و رومى را از صهيب ، و حبشى را از بلال نياموخت ؟ هر كدام از اينها در زبان مادرى خويش رودست نداشتند . از سوى ديگر حتى يك مورد پيدا نمىكنيم كه به نامهاى اشاره شده باشد كه از زبان عربى به زبانهاى مذكور يا بالعكس ترجمه شده باشد .
7 . از امام باقر ( ع ) روايت شده كه يك غلام يهودى نزد رسول خدا ( ص ) رفت و آمد داشت گاهى اوقات حضرت او را در پى كارى مىفرستاد و چه بسا نامههاى پيغمبر ( ص ) به يهوديان را هم مىنوشت . چند روزى غلام نيامد .
حضرت سراغ او را گرفت . كسى گفت : در يكى از روزها او را ترك نمودم .
رسول خدا ( ص ) به نزد او آمد . . . « 2 »
8 . علاوه بر آنچه گذشت بين اين گفتهها دربارهء زيد بن ثابت تناقض آشكار هست ؛ رسول خدا ( ص ) به هنگام ورود به مدينه ، زيد را فرمود كه زبان عبرى يا سريانى فراگيرد و اين سخن : زيد در جاهليت مىنوشت « 3 » و اين سخن كه زيد نوشتن را از اسراى بدر آموخت . « 4 »
ج . دو نكته
1 . علّامهء محقق شيخ على احمدى ميانجى ( ره ) پس از اين كه از توانايى و شناخت رسول خدا ( ص ) نسبت به زبانهاى عربى و عجمى سخن گفته ، ادّعاى
هامش
( 1 ) . العقد الفريد ، 4 / 161 ؛ التراتيب الاداريه ، 1 / 202 .
( 2 ) . امالى ( صدوق ) ، 356 ؛ بحار الانوار ، 6 / 26 ؛ 78 / 234 .
( 3 ) . المفصّل فى تاريخ العرب قبل از اسلام ، 8 / 120 .
( 4 ) . همان ، 8 / 133 ، 292 .