خود را با نقل ، ديدگاههاى مورّخان و محدّثان تأييد كرده كه گفتهاند :
رسول خدا ( ص ) با هر قومى به زبان خودشان سخن مىگفت ؛ گويد : امّا نامههاى خود به شاهان غير عرب ، مانند ، قيصر ، كسرى و نجاشى را به زبان عربى نوشت . در حالى كه سزاوار بود ، براى هر قومى به زبان خودشان مكاتبه كند تا علاوه بر اين كه معجزهاى براى حضرتش باشد ، انس و الفت آنان را نيز به خويش جلب كند . . . « 1 »
2 . ما منكر اين نيستيم كه زيد بن ثابت زبان عبرى يا سريانى آموخته باشد ، كم يا زياد ، امّا در اين نكته ترديد داريم كه اين كار به درخواست رسول خدا ( ص ) انجام شده ، يا زيد نامههاى حضرت به اين زبانها را نوشته يا برايش از اين زبانها ترجمه كرده باشد . روايات پيش گفته مطلقا براى اثبات اين ادّعا كفايت نمىكند ، بلكه محتاج شواهد و ادلّهء ديگرى است كه فعلا مفقود است .
ادلّهاى كه در متون موجود آمده ، خلاف اين ادّعا را ثابت مىكند . ظاهرا هدف از طرح اين مدّعا اثبات فضيلتى ارجمند براى زيد بن ثابت است ، چنان كه در زمينههاى ديگرى نيز فضائلى را براى وى ساختهاند . « 2 »
چنان كه ادعا كردهاند در ميان اصحاب رسول خدا ( ص ) ، زيد آگاهترين آنان به فرايض ارث بود . « 3 » در حالى كه امام باقر ( ع ) در اين باره فرمود :
حكم دو نوع است : حكم خدا ، و حكم جاهلى ؛ شهادت مىدهم كه زيد بن ثابت در فرايض ارث به حكم جاهلى ، حكم كرد . « 4 »
هامش
( 1 ) . مكاتيب الرسول ، 1 / 16 - 17 .
( 2 ) . بنگريد : الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ، 6 / 335 - 340 .
( 3 ) . تهذيب الاسماء و اللغات ، 1 / 201 ؛ بنگريد : مستدرك حاكم ، 3 / 272 - 273 ؛ سنن بيهقى ، 6 / 210 ؛ الطبقات الكبرى ، 2 / 115 ؛ مجمع الزوائد ، 1 / 135 ؛ الغدير ، 5 / 361 ؛ 6 / 191 - 192 ؛ 8 / 64 .
( 4 ) . تهذيب الاحكام ، 6 / 218 ؛ الكافى ، 7 / 407 ؛ تنقيح المقال ، 1 / 461 ؛ وسائل الشيعة ، 18 / 11 ؛ قاموس الرجال ، 4 / 239 ؛ بحوث فى تاريخ القرآن و علومه 118 .