داستان يعنى : زيد بن ثابت است . ما ، در هيچ يك از متون حديثى و روايى اهل سنّت حتى يك مورد نديديم كه داستان يادگيرى زبان عبرى يا سريانى را زيد بن ثابت از احدى جز خود او روايت كرده باشند . در حالى كه مسألهء مهم و قابل توجهى است و معمولا در متون روايى خويش كوچكترين حركات رسول خدا ( ص ) را با ذكر جزئيات آن مىآورند !
3 . به رغم تحقيق و تفحص زياد حتى يك مورد نديديم كه رسول خدا ( ص ) نامهاى را فرستاده يا دريافت نموده باشد كه به زبانى جز عربى باشد ؛ حتى يك روايت و لو اشارهگونه وجود ندارد كه نامهاى رسيده يا فرستاده شده باشد و به دستور حضرت از زبانى به عربى يا بالعكس ترجمه شده باشد .
شمارى از نامههاى منسوب به رسول خدا ( ص ) در برخى موزهها و كتابخانههاى شخصى پيدا شده كه آن حضرت براى خسرو پرويز ، مقوقس و نجاشى فرستاده و محقّقان و علماى امروز تقريبا جزم دارند كه اصل نامههاى حضرت است . همهء اين نامهها به زبان و خط عربى است . براى آگاهى بيشتر در اين زمينه به كتابهاى الوثائق السياسيه ، تأليف پروفسور حميد اللّه و مكاتيب الرسول ( ص ) تأليف مرحوم علامه على احمدى ميانجى ، و كتابهايى از اين قبيل مراجعه كنيد .
آنچه بر گفتهء ما دلالت دارد فرمان امپراطور روم است كه دستور داد مترجمى را براى خواندن نامهء رسول خدا ( ص ) حاضر كردند . « 1 »
آرى ، نامهاى به زبان عبرى هست ، امّا دانشمندان و پژوهشگران قاطعانه حكم كردهاند كه جعلى و ساختگى است . به دو كتاب مذكور مراجعه كنيد .
حال نامههايى كه زيد بن ثابت به زبان عبرى يا سريانى نوشت يا از اين زبانها به عربى ترجمه كرد ، چه شد ؟ چرا تاريخ حتى به يك مورد آن اشاره نكرده
هامش
( 1 ) . بنگريد : مكاتيب الرسول ، 1 / 109 .