تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
را يدك مىكشيدند . رسول خدا ( ص ) به او مىفرمود : صدايت را پايين بيار . جنگ نيرنگ است . مردم چنين شادمانى را از رفتن آنان نبينند . همانا خداوند آنان را بازگرداند . واقدى مىگويد : پيغمبر ( ص ) به سعد سفارش كرد كه اگر ديدى قريش آهنگ مدينه دارند ، فقط به خودم بگو و موجب تضعيف روحيه و شكستن بازوى مسلمانان نشوى . « 1 » آنگاه على ( ع ) رفت و سپر ( زره چرمى ) خود را از مهراس پرآب كرد و نزد رسول خدا ( ص ) آورد تا بياشامد ، امّا رسول خدا ( ص ) از بوى آن خوشش نيامد و از آن نياشاميد و فقط مضمضه كرد و دور ريخت ؛ حضرت خون‌هاى صورتش را هم شست . گفته مىشود : فاطمه ( س ) زخم‌هاى پدر را مىشست و مىبست . حضرت ( ص ) مىفرمود : خشم خداوند بر كسى كه چهره پيامبرش را زخمى كرده ، شديد است . « 2 » سپس على ( ع ) را به مدينه فرستاد تا مردم را بشارت دهد كه پيغمبر ( ص ) زنده و سالم است . « 3 »

3 . حمزه ، سيّد شهيدان

پيش از ديديم كه چگونه وحشى غلام مطعم بن جبير ، حمزه را كشت و مأموريتى را كه هند ، همسر ابو سفيان به او سپرده بود ، به انجام رساند . اينك
هامش
( 1 ) . المغازى ، 1 / 298 - 299 . ( 2 ) . بنگريد : تاريخ الخميس ، 437 و 441 ؛ سيره حلبى ، 2 / 236 - 237 ؛ الكامل فى التاريخ ، 2 / 157 - 158 ؛ تاريخ الامم و الملوك ، 2 / 200 - 201 ؛ المغازى ، 1 / 290 ؛ شرح نهج البلاغه ، 15 / 17 . ( 3 ) . تاريخ الخميس ، 1 / 440 .