و گفت : اين مرد سرور قريش است كه با پيكر بىجان عموزاده خود چنين مىكند ، ابو سفيان گفت : اين كارم را نهفتهدار كه لغزشى بود . « 1 »
6 . رسول خدا ( ص ) در بازگشت از احد ، از خانههاى انصار گذر كرد ، شنيد كه زنان انصار بر كشتههاى خود گريه مىكنند ، گريست و گفت : ليكن حمزه را زنانى نيست كه بر وى گريه كنند .
سعد بن معاذ يا اسيد بن حضير زنان بنى عبد الاشهل را گفت تا بروند و اوّل بر حمزه گريه كنند . سپس براى كشتههاى خود . چون رسول خدا ( ص ) شنيد كه بر در مسجد براى حمزه گريه مىكنند ، آنان را فرمود كه بازگردند . « 2 »
7 . هنگامى كه معاويه مىخواست قنات خود را در احد جارى سازد ، در اين باره به عامل خود ، در مدينه نوشت . در پاسخ او نوشتند كه نمىتوانيم آب را بيرون آوريم ، مگر از قبور شهدا عبور دهيم . نوشت : قبرشان را بشكافيد . جابر گفت : آنان را چنان ديدم كه بر دوش مردان حمل مىشوند . گويى در خواب بودند . بيل به پاى حمزه خورد ، خون جارى شد .
ابو سعيد خدرى گفت : پس از اين كار زشت ( نبش قبرها ) هيچ كار زشتى ، زشت شمرده نخواهد شد . « 3 »
هامش
( 1 ) . الكامل فى التاريخ ، 2 / 160 ؛ سيره حلبى ، 2 / 244 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 239 ؛ تاريخ الامم و الملوك ، 2 / 196 ؛ بحار الانوار ، 20 / 97 .
( 2 ) . سيره حلبى ، 2 / 254 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 444 ؛ الكامل فى التاريخ ، 2 / 176 ؛ تاريخ الامم و الملوك ، 2 / 210 ؛ البداية و النهايه ، 4 / 48 ؛ مسند احمد ، 2 / 40 ؛ مسند ابو يعلى ، 6 / 272 ؛ 293 - 294 ؛ مجمع الزوائد ، 6 / 120 ؛ الطبقات الكبرى ، 3 / 1 / 10 ؛ سنن ابن ماجه ، 3 / 95 ؛ مستدرك حاكم ، 3 / 19 ؛ سيره ابن هشام ، 2 / 95 - 99 .
( 3 ) . بنگريد : تاريخ الخميس ، 1 / 443 ؛ المصنّف ، 3 / 547 ؛ 5 / 277 ؛ سيره حلبى ، 2 / 250 ؛ شرح نهج البلاغه ، 14 / 264 ؛ المغازى ، 1 / 267 - 268 ؛ الطبقات الكبرى ، 3 / 1 / 5 ؛ 3 / 2 / 78 ؛ حياة الصحابة ، 3 / 659 - 661 ؛ البداية و النهايه ، 4 / 43 ؛ دلائل النبوه ( ابو نعيم ) ، 449 ؛ كنز العمّال ،