تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
رسيدند و در آنجا مستقر شدند . اين آرايش جديد مشركان را مرعوب كرد . آنان وقتى ديدند ، مسلمانان به پايگاه‌هاى نخست خود بازگشته و نيروهاى پراكنده‌شان را فراهم نموده ، با روحيهء بالا با نظم و آرايش جديد آمادهء رزم هستند ، وحشت كردند كه مبادا مسلمانان دوباره بر آنان چيره شوند و همچون لحظات نخست جنگ ، آن‌ها را در هم شكنند . از اين رو ترجيح دادند كه پايان جنگ را اعلام نمايند و به سلامت عقب نشينند . در اين هنگام ابو سفيان پايان جنگ را اعلام كرد . بدين ترتيب كه بالاى كوه ايستاد و با صداى بلند گفت : اعل هبل : زنده و بلند مرتبه باد هبل . ابو سفيان مىخواست چنين وانمود كند كه اين پيروزى ظاهرى مؤيد دين و خداى او هبل است . پس رسول خدا ( ص ) يا على بن ابى طالب ( ع ) يا عمر بن خطّاب از پيش خود يا به فرمان رسول خدا ( ص ) پاسخ داد : اللّه اعلى و اجل : خداوند بلندمرتبه‌تر و شكوهمندتر است . ابو سفيان گفت : نعمت را تمام كرد ، پيروزى در جنگ نوبتى است . امروز در مقابل روز بدر . گفت : چنين نيست كه كشتگان ما ، در بهشت خواهند بود و كشتگان شما در آتش . « 1 » به روايت ابو هلال عسكرى ، ابو سفيان گفت : اعل هبل : زنده و بلند مرتبه باد هبل . عمر گفت : اللّه اعلى و اجل : خداوند بلندمرتبه‌تر و شكوهمندتر است . ابو سفيان گفت : اى پسر خطّاب ؛ نعمت را تمام كرد . عمر گفت : به هر حال . ابو سفيان گفت : آيا محمّد زنده است ؟ پيغمبر ( ص ) فرمود كه به او پاسخ ندهند . سپس دربارهء ابو بكر و عمر پرسيد : به اين هم پاسخ ندادند . ابو سفيان گفت : آن‌ها كشته شده‌اند و شرّشان از شما كوتاه شد . اگر زنده بودند ، جواب مىدادند .
هامش
( 1 ) . بنگريد : الثقات ، 1 / 231 ؛ مجمع البيان ، 2 / 509 ؛ تفسير القرآن العظيم : 1 / 413 ؛ تفسير قمى ، 1 / 117 .