من رسيده كه برادرم را مثله كردهاند . اين مصيبت در راه خدا اندك است . ما هم راضى و خشنوديم و البته در اين مصيبت به خداوند توكل مىكنم و ان شاء اللّه بردبارى خواهم كرد . رسول خدا ( ص ) به صفيه اجازه فرمود كه جنازهء حمزه را ببيند . صفيه به پيكر برادر نگريست ، بر او درود فرستاد و انا للّه و انا اليه راجعون گفت و برايش آمرزش طلبيد . « 1 »
گفته مىشود : انصار بين صفيه و جسد حمزه مانع شدند . « 2 »
3 . صفيه دو لباس آورد تا حمزه را كفن كند . در كنار حمزه جنازه يك نفر انصارى را ديدند كه او هم مثله شده بود . پس زشت و به دور از حيا دانستند كه يكى را كفن كنند و ديگرى را عريان بگذارند . از اين رو قرعه زدند . لباس بزرگتر به انصارى افتاد و لباس كوتاهتر به حمزه ، پاهاى حمزه را با ليف و برگ خرما پوشاندند . « 3 »
4 . حمزه به هنگام شهادت پنجاه و نه سال سن داشت . پيامبر ( ص ) بر جنازهء حمزه نماز خواند و هفت تكبير گفت . سپس ساير شهدا را مىآوردند و در كنار حمزه مىگذاشتند و حضرت بر او و حمزه نماز مىخواند تا هفتاد و دو نماز بر وى گزارده شد . « 4 »
5 . ابو سفيان كعب نيزه خود را به كنار دهان حمزه مىزد و سخنى جسارتآميز مىگفت . حليس بن زيّان بر وى گذر كرد و كار ناپسند او را ديد
هامش
( 1 ) . المغازى ، 1 / 289 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 441 - 442 ؛ حياة الصحابة ، 1 / 570 - 571 ؛ مستدرك حاكم ، 3 / 198 - 199 ؛ تاريخ الملوك ، 2 / 207 - 208 ؛ الكامل فى التاريخ ، 2 / 161 - 262 ؛ مجمع الزوائد ، 6 / 119 - 120 ؛ كنز العمّال ، 15 / 302 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، 15 / 17 ؛ المغازى ، 1 / 290 ؛ مجمع الزوائد ، 6 / 119 - 120 .
( 3 ) . بنگريد : تاريخ الخميس ، 1 / 441 - 442 .
( 4 ) . همان ، 1 / 242 .