تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
مىجويم . پس جنگيد تا كشته شد . « 1 » گفته‌اند : حمزه بود كه گفت : خداوندا ، از آنچه اين گروه مردم ، ابو سفيان و يارانش ، آورده‌اند به تو پناه مىبرم ، و از آنچه اينان با فرار خود انجام دادند ، از تو معذرت مىخواهم . « 2 » اين بدان معنى است كه حمزه پس از فرار اصحاب از اطراف پيغمبر ( ص ) كشته شده است .

2 . بازگشت مسلمانان

كعب بن مالك نخستين فردى بود كه پيغمبر ( ص ) را شناخت . او چشمان حضرت را از زير كلاه‌خود ديد كه مىدرخشد ، فرياد كشيد ، مسلمانان ، شما را بشارت باد كه رسول خدا ( ص ) اينجاست . حضرت او را به سكوت فرمود . سپس مسلمانان تك تك و گروه گروه به رسول خدا ( ص ) پيوستند . حضرت آنان را به جنگ تحريض و ترغيب مىكرد و به رغم اين كه شمارشان كم بود ، جنگ نمايانى كردند ، امّا صخره‌نشينان همه يا بيشترشان به جنگ بازنگشتند و همچنان بر روى صخره آرام نشستند . حتى گفته مىشود ، در روز احد كار بر شمارى از مردم سخت شد و از آن ترسيدند كه كفّار بر آنان چيره شوند . مردى به رفيقش گفت : من پيش فلان يهودى مىروم و به او پناهنده مىشوم و چون او به آيين يهود مىگرايم ، باشد كه اگر واقعه‌اى رخ دهد يا حادثه‌اى پيش آيد ، به دردم بخورد . ديگرى گفت : من نزد فلان نصرانى شام مىروم و چون او مسيحى مىشوم . پس خداوند نازل
هامش
( 1 ) . الكامل فى التاريخ ، 2 / 156 ؛ الثقات ، 1 / 228 ؛ سيره ابن هشام ، 3 / 88 ؛ حياة الصحابة ، 1 / 531 ؛ البداية و النهايه ، 4 / 34 ؛ قاموس الرجال ، 2 / 125 ؛ دلائل الصدق ، 2 / 356 . ( 2 ) . سيره حلبى ، 2 / 246 .
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 176 | السيد جعفر مرتضى العاملي / محمد سپهرى