اشاره فرموده است .
3 . خداوند همواره مسلمانان را نصرت مىكرد تا اين كه به طمع دنيا از فرمان پيغمبر ( ص ) سرپيچى كردند و حطام دنيا را بر زندگى جاويد و بهشت برين ترجيح دادند . در اين حالت لازم بود كه دوباره به بلا و مصيبت آزموده شوند تا به سوى خدا بازگردند و مؤمن از منافق بازشناخته شود و مؤمنان را ايمان فزونى گيرد . چه انسان با ديدن پيروزىهاى متوالى و پىدرپى از حقيقت عنايات الهى و امدادهاى غيبى غفلت مىورزد و آن را به توان شخصى خود نسبت مىدهد . از اين رو وقتى شكست خوردند ، در اين باره ترديد كردند كه :
هَلْ لَنا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَيْءٍ
؟ « 1 » پاسخ قاطع آمد كه :
قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ
. « 2 » آرى ، اينجاست كه بايد آنان را به سوى خداوند بازگرداند و حقيقت امكانات و توانايىهايشان را به آنها بازشناسد .
4 . رعايت انضباط و سلسله مراتب فرماندهى ، اساس پيروزى است .
خصوصا اگر فرماندهء حكيمى بر سپاه فرماندهى كند تا چه رسد كه فرمانده سپاه ، پيغمبر خدا باشد . چه بسا مخالفت معدودى انگشت شمار از نيروهاى يك لشكر موجب شود كه همهء سپاه از بين برود . چنان كه در احد روى داد .
5 . عنايت و حمايت خداوند از نيروهاى مسلمان به معنى لغو كلى اسباب طبيعى نيست . همچنان كه نه اين عنايت الهى مطلق است و نه آن امداد غيبى ، بلكه به تلاش افراد براى رسيدن به هدف عالى و دادن قربانى و فداكارى جانانه آنان بستگى تام و تمام دارد تا آنان را شايسته عنايت و لطف پروردگار متعال سازد ؛
إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ
. « 3 »
لااقل تداوم اين عنايت الهى بسته است به حد اقل ارتباط با فرماندهى و
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) : 154 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . محمّد ( 47 ) : 7 .