تصريح قرآن بر اين مطلب كه مسلمانان كه در آستانهء پيروزى نهايى بودند و با فتح و ظفر هيچ فاصلهاى نداشتند ؛ عصيان و نافرمانى پيش گرفتند و به نزاع و درگيرى روى آوردند ؛ اين ادعاى برخى را تكذيب مىكند كه مدعىاند ؛ آنان گمان بردند ، فرمان رسول خدا ( ص ) به پايان رسيده است . اين اجتهاد آنان بود . « 1 » در حالى كه اگر چنين اجتهادى مىكردند ، نمىبايست از آن به عصيان و نافرمانى تعبير شود . مىبينيم كه قرآن به صراحت بر معصيت تأكيد فرموده است .
از سوى ديگر دستور و فرمان پيغمبر ( ص ) به آنان كاملا صريح بود . چه حضرت به آنان تأكيد فرمود ، تحت هيچ شرايطى ، چه پيروزى و چه شكست ، سنگرهاى خود را رها نكنند تا خودش به دنبال آنان بفرستد . از اينرو همرزمانشان گفتند : ما با فرمان رسول خدا ( ص ) مخالفت نمىكنيم . حال چگونه مىتوان ادعا كرد كه آنان گمان بردند كه فرمان رسول خدا ( ص ) به پايان رسيده است ؟ بدين ترتيب عصيان برخى از تيراندازان و تنازع آنان سبب و عامل اصلى بيچارگى مسلمانان و تحمّل خسارتهاى جانى غير قابل جبران آنان بود .
2 . غرور و خودزيادبينى مسلمانان نيز تأثير عمدهاى در شكست آنان داشت . آنان براى قانع ساختن رسول خدا ( ص ) براى بيرون آمدن از مدينه چنين مىگفتند :
در بدر سيصد مرد داشتى ، خداوند ترا بر مشركان ظفر داد . امروز ما جمعيت زيادى هستيم و آرزوى چنين روزى داشتيم و از خداوند مسئلت مىكرديم كه اين فرصت را نصيب ما كند . امروز خداوند ، آن را به ميدان ما هدايت كرده است . « 2 »
خداوند در سورهء آل عمران ، آيات 143 ، 152 و 153 به اين آرزوى مسلمان
هامش
( 1 ) . فقه السيره ، 261 .
( 2 ) . المغازى ، 1 / 211 ؛ سيرة المصطفى ، 396 .