تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
زيادى برداشت . انس بن مالك گفت : آن روز على ( ع ) را نزد رسول خدا ( ص ) آوردند ، در حالى كه شصت و چند زخم نيزه ، شمشير و تير در بدن داشت . رسول خدا ( ص ) بر روى زخم‌ها دست مىكشيد و چنان التيام پيدا مىكرد كه گويى اصلا زخمى نبوده است . « 1 »

8 . شهادت حمزه

حمزه عموى پيغمبر ( ص ) را در روز احد ، وحشى غلام جبير بن مطعم به شهادت رساند . او مىگويد : به خداى سوگند ، من به حمزه مىنگريستم كه چگونه همچون شتر تشنه با شمشيرى كه به هيچ چيز امان نمىداد ، مردم را به شدّت تهديد مىكرد . وحشى پشت درخت يا تختهء سنگى پنهان شد و در كمين حمزه نشست تا وى پس از قتل ابو نيار و سباع بن عرفطة بن عبد العزى از كنار وى عبور كند . وحشى از پشت سر حمزه آمد « 2 » و نيزه‌اش را به سوى او پرتاب كرد . نيزه به ران حمزه نشست و از ميان پاهايش بيرون آمد . حمزه به سوى وحشى برگشت ، امّا ضعف بر او چيره شد و بر زمين افتاد . وقتى جان داد ، وحشى به سراغ حمزه رفت و نيزه‌اش را از بدن او بيرون كشيد . مسلمانان كه سرگرم فرار بودند ، از وحشى غافل شدند . « 3 » وحشى به اردوگاه قريش بازگشت و در آنجا توقف كرد . چه هدف ديگرى جز كشتن حمزه نداشت . هند لباس و زيور آلات خود را به او داد و وعده كرد كه در مكّه نيز ده دينار به او پاداش خواهد داد . وحشى به مكّه برگشت و به پاداش اين عمل آزاد شد . گفته‌اند : او از كردهء
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، 20 / 23 ؛ مجمع البيان ، 2 / 509 . ( 2 ) . البداء و التاريخ ، 4 / 201 . ( 3 ) . الارشاد ، 5 ؛ بحار الانوار ، 20 / 84 .