تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
خود فرا مىخواند و مىگفت : بندگان خدا ، به سوى من بياييد ، بندگان خدا ، به سوى من بياييد . فلانى ، به سوى من بيا ، فلانى ، به سوى من بيا . امّا آنان از كوه بالا مىرفتند و به پشت سرشان نگاه نمىكردند . احدى به سوى حضرت نيامد ، امّا تيرها از هر سو بر او مىباريد . مسلمانان فرارى تا كوه دويدند . از جملهء فراريان احد ، ابو بكر ، عمر ، طلحه ، سعد بن ابى وقّاص ، و ديگران هستند ، عثمان سه روز فرارى بود .

7 . على ( ع ) و دسته‌هاى سپاه دشمن

هنگامى كه مسلمانان پا به فرار گذاشتند ، رسول خدا ( ص ) خشمگين شد و به اطراف خود نگريست . على ( ع ) را در كنار خود ديد . فرمود : ترا چه شده كه به فرزندان پدرت نپيوستى ؟ گفت : يا رسول اللّه ، آيا پس از ايمان ، كافر شويم ؟ شما الگوى من هستيد . « 1 » يك متن تاريخى مىگويد : كسى كه پرچم‌داران قريش را كشت ، على ( ع ) بود . فوج‌هاى مشركين به سوى رسول خدا ( ص ) يورش آوردند . رسول خدا ( ص ) فرمود : على ، اينان را از من كفايت كن . على ( ع ) به گروه‌هاى مشركان حمله مىكرد و آنان را پراكنده مىساخت و برخى را مىكشت ، تا اين كه فوجى از اعقاب عبد منات بن كنانه كه چهار پسر سفيان بن عويف يعنى : خالد ، ابو الشعثاء ، ابو الحمراء ، و غراب ميان ايشان بودند ؛ حمله آوردند . پيامبر ( ص ) به على ( ع ) فرمود : اين فوج را از من كفايت كن . على ( ع ) به آن فوج كه حدود پنجاه تن بودند ، حمله كرد . آنان سواره بودند و على ( ع ) پياده و چندان ضربت زد كه پراكنده شدند و باز جمع شدند و على ( ع ) همچنان با شمشير نبرد مىكرد تا آن كه هر چهار پسر سفيان بن عويف را كشت و شش
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، 20 / 95 ، 107 ؛ روضه كافى ، 110 .