تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
تن ديگر را هم كه نام ايشان معلوم نيست ، كشت . جبرئيل به پيامبر ( ص ) گفت : اى محمّد ، اين مواسات است و فرشتگان از مواسات اين جوانمرد در شگفتند . پيامبر ( ص ) فرمود : چه چيزى او را از مواسات بازمىدارد كه او از من و من از اويم . جبرئيل ( ع ) فرمود : من هم از شمايم . گويد : در آن شب سروشى از سوى آسمان بدون اين كه شخصى ديده شود ، شنيده شد كه چند بار چنين گفت :
لا سيف الا ذو الفقار * و لا فتى الّا على
شمشيرى جز ذو الفقار و جوان مردى جز على ( ع ) نيست . چون از رسول خدا ( ص ) پرسيدند : اين كيست ؛ فرمود : جبرئيل است . « 1 » ابن ابى الحديد معتزلى مىگويد : اين روايت را گروهى از محدّثان نقل كرده‌اند و از اخبار مشهور است و در برخى نسخه‌هاى مغازى محمّد بن اسحاق آن را ديدم و در برخى از نسخه‌هاى مغازى نيامده است . از شيخ خود عبد الوهاب بن سكينه دربارهء اين خبر پرسيدم ، گفت : خبر صحيحى است . گفتم : چرا در كتاب‌هاى صحاح نيامده است ؟ گفت : مگر كتاب‌هاى صحاح تمام اخبار صحيح را نقل كرده‌اند ؟ چه بسيار از احاديث صحيح را كه مؤلفان و گردآورندگان كتاب‌هاى صحاح از قلم انداخته‌اند . « 2 » پس از آن كه امير المؤمنين جلوى اين فوج‌هاى سپاه مشركان را سد كرد ، احدى به سوى رسول خدا ( ص ) نيامد . « 3 » آن حضرت در روز احد جراحات
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، 14 / 250 - 251 ؛ 13 / 293 ؛ الاغانى ، 14 / 18 ، الكامل فى التاريخ ، 2 / 154 ؛ تاريخ الامم و الملوك ، 2 / 197 ؛ فرائد السمطين ، 1 / 257 ؛ مجمع الزوائد ، 6 / 114 ؛ كنز العمّال ، 15 / 126 ؛ البداية و النهايه ، 6 / 5 ؛ اللآلى المصنوعه ، 1 / 356 ؛ تفسير قمى ، 1 / 116 ؛ بحار الانوار ، 20 / 54 ؛ الارشاد ، 46 ؛ روضه كافى ، 110 ؛ حياة الصحابة ، 1 / 559 ، ربيع الابرار ، 1 / 833 ؛ مناقب خوارزمى ، 103 ؛ غاية المرام ، 457 ؛ الرياض النصره ، 3 / 131 ؛ الغدير ، 2 / 59 - 62 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، 14 / 251 . ( 3 ) . الارشاد ، 53 ؛ بحار الانوار ، 20 / 88 .
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 158 | السيد جعفر مرتضى العاملي / محمد سپهرى