مىآمرزد و هر كه را بخواهد عذاب مىكند .
از سوى ديگر مىدانيم دستهايى در كار بود تا ايمان چهار نفر : ابو سفيان ، صفوان بن اميه ، سهيل بن عمرو ، و حرث بن هشام و ديگران را به گونهاى ثابت كند . پس از رحلت رسول اكرم ( ص ) و پيشامد وقايعى كه منجر به روى كار آمدن خاندان اموى شد ، فرزندان همين گروه به قدرت رسيدند ، لذا تلاش كردند ، براى پدران و اقوام خود ، فضيلتتراشى و رذيلتزدايى كنند . در حالى كه همه از طلقاء فتح مكّه و منافقان مؤلفة قلوبهم بودند و كارهايى از آنان سر زد كه نشان مىدهد مسلمان نشدند ، بلكه خود را تسليم كردند .
10 . پايدارى و ثبات على ( ع )
روايات دربارهء كسانى كه در احد مقاومت كردند و به هنگام يورش مشركان و تهاجم خالد بن وليد ، پا به فرار نگذاشتند ، اختلاف جدّى دارد . چنان كه ارقام گوناگونى از شمار پايمردان ، از يك نفر تا سى نفر ثبت كردهاند .
ما معتقديم كه در اين روز فقط على ( ع ) ثابت قدم و استوار در معركه نبرد ماند و جانانه از رسول خدا ( ص ) دفاع كرد ، امّا ديگران ، همه و همه پا به فرار گذاشتند و از ميدان گريختند . ما ، در اين باره دلايل زيادى داريم كه در روايات و متون تاريخى ثبت شده است . به عنوان نمونه به چند مورد اشاره مىكنيم ؛
1 . قوشچى پس از بيان اين مطلب كه على ( ع ) پرچمداران قريش را كشت ، مىگويد :
خالد بن وليد با نيروهايش به پيامبر ( ص ) حمله كرد . آنان با شمشير ، تير و سنگ حضرت را چنان آماج حملات خود قرار دادند كه بر زمين افتاد .
همهء مردم جز على از اطرافش فرار كردند . پيامبر ( ص ) پس از آن كه قدرى بهبودى يافت ، به اطراف نگريست و به على ( ع ) فرمود : اينان را از من دور ساز . على ( ع ) آنان را پراكنده ساخت و بيشتر كشتههاى مشركين