ارتباط خود را با فرماندهى كل از دست داده بودند ، و همگى سرگرم جمعآورى غنيمت بودند ، طبيعى بود كه نتوانند در برابر اين ضربهء ناگهانى مقاومت كنند . بدين ترتيب هر كس تلاش مىكرد تا جان خودش را نجات دهد .
خصوصا آنگاه كه يكى از مشركان قريش به هواى اين كه مصعب بن عمير ، پيغمبر است ، به او كه سرگرم دفاع از رسول خدا ( ص ) بود ، حمله كرد و او را كشت ، سپس فرياد برآورد كه محمّد ، كشته شد . اين فرياد دروغين به مشركان قدرت و جرأت داد و مسلمانان كه نتوانستند جمع پراكنده خود را گرد آورند ، و يك پارچه شوند ، پا به فرار گذاشتند . در اين ميان فقط على ( ع ) ثابت و استوار ماند و از پيغمبر ( ص ) دفاع مىكرد .
دشمن به رسول خدا ( ص ) دسترسى پيدا كرد . لب حضرت پاره شد و صورتش شكست و دو حلقه از زره در گونهاش فرو رفت و مورد هجوم سنگپرانى قريش قرار گرفت . چنان كه در گودالى كه دشمن كنده بود ، افتاد .
مىگويند : ابو عبيدهء جرّاح با دندان خويش دو حلقه را يكى پس از ديگرى از گونه رسول خدا ( ص ) بيرون كشيد و در نتيجه دو دندان پيشين او افتاد .
برخى گفتهاند : اين دو حلقه را ابو بكر بيرون كشيد . طلحه و عقبة بن وهب نيز گفتهاند . « 1 »
لا بد بيرون آوردن حلقهها از گونه مبارك رسول خدا ( ص ) پس از بازگشت مسلمانان بوده است . گفته مىشود : كسى كه دندان رباعى پيغمبر ( ص ) را شكست ، فرزند نزاييد ، مگر اين كه بىدندان شد .
6 . دعوت به مقاومت و پايدارى
هنگامى كه مسلمانان پا به فرار گذاشتند ، رسول خدا ( ص ) آنان را به سوى
هامش
( 1 ) . سيره حلبى ، 2 / 235 ؛ المغازى ، 1 / 247 ؛ شرح نهج البلاغه ، 15 / 33 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 431 .