ب . مقايسه
ابن ابى الحديد معتزلى مىگويد :
چه تفاوت فاحشى ميان على و سعد بن ابى وقّاص است . سعد دربارهء جامه جنگى تأسف مىخورد و به خاطر از دست دادن آن اندوهگين مىشود ، امّا على ( ع ) در جنگ خندق عمرو بن عبد ود را كه سوار كار و دلير نامدار قريش است ، مىكشد و از برهنه كردن و بيرون آوردن جامههاى جنگى او چشم مىپوشد و چون به او مىگويند : چرا جامههاى جنگى او را كه بهترين است ، رها كردى ؟ مىگويد : خوش نداشتم جامههاى جنگى او را كه اينجا غريب است ، از تنش بيرون آورم .
گويى حبيب بن اوس طائى در اين شعر خود على ( ع ) را در نظر داشته كه مىگويد :
ان الاسود اسود الغاب همّتها * يوم الكريهة فى المسلوب لا السلب
همانا شيران ، شيران بيشه به روز نبرد ، همّت ايشان
در مورد از پاى درآوردن دليران است نه دربارهء ابزار جنگى و جامه . « 1 »
5 . شكست پس از پيروزى
مىگويند : پس از آن كه مشركان قريش رو به گريز نهادند و مسلمانان به جمع غنايم پرداختند ، تيراندازان مسلمان كه وظيفهء پاسدارى از شكاف دره عينين به آنان سپرده شده بود ، با هم در ماندن و پيوستن به غنيمتجويان اختلاف كردند . برخى از آنان شكاف دره را رها كردند و براى جمعآورى غنيمت به ديگران پيوستند .
در معالم التنزيل آمده كه آنان مىگفتند : ما مىترسيم كه رسول خدا ( ص ) بگويد : هر كس چيزى برداشته ، از خود اوست و غنايم را در ميان سپاهيان
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، 14 / 237 .