بسيارى از صحابه كه در جنگ احد شركت داشتهاند ، هر يك نقل كردهاند كه به خدا سوگند ، هند و زنانى را كه همراهش بودند ، ديديم كه در حال گريزند و براى اسير گرفتن آنان هيچ مانعى نبود ولى از تقدير خداوند گريزى نيست . « 1 »
مىگويند : سعد بن ابى وقّاص يكى از دليران قريش را كشت . سپس شروع به بيرون آوردن زره و ديگر جنگافزار او كرد . جمعى از مشركان حمله آوردند و او را از اين كار بازداشتند . گويد : جامههاى جنگى او بهترين نوع جامههاى مشركان بود ، زرهى فراخ و مغفر و شمشيرى بسيار خوب ، ولى به هر حال ميان من و آن كار مانع شدند . « 2 »
در اينجا چند نكته را توضيح مىدهيم ؛
أ . چرا احدى از زنان قريش اسير نشد ؟
همان گونه كه ديديم فرصت براى به اسارت بردن زنان قريش فراهم بود ، امّا احدى از آنان اسير نشد ، بلكه مىبينيم در طول سالهاى جنگ اسلام و مشركان قريش كه بيش از بيست سال به طول انجاميد ، احدى از زنان قريش به اسارت درنيامد . اين در حقيقت يكى از الطاف خفيهء الهى و نعمت بزرگى براى اسلام و مسلمانان بود ، زيرا
1 . اسارت زنان قريش مىتوانست در آينده برخى از مهاجران را در تنگناى روحى و اجتماعى قرار دهد و چه بسا تأثير منفى در ميان اسلام و مسلمانان مىگذاشت . حتى ممكن بود ، برخى از انصار را هم در تنگنا قرار دهد . چنان كه مادر برخى از پرچم داران قريش كه در احد كشته شدند ، از قبيلهء اوس بودند .
هامش
( 1 ) . المغازى ، 1 / 229 ؛ شرح نهج البلاغه ، 14 / 239 ؛ مجمع البيان ، 2 / 513 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، 14 / 237 .