ديدگاه اكثريت مردم گردن نهد . در اين ميان علّامه هاشم معروف الحسنى معتقد است كه
رسول خدا ( ص ) بر عكس عبد اللّه بن ابى ، معتقد بود كه براى جنگ با دشمن بايد از مدينه بيرون روند . آن حضرت با اصحاب مشورت كرد تا از نيّت آنان آگاه شود . او به طور قطع مىدانست كه جنگ با قريش در داخل شهر به قريش امكان مىدهد ، مدينه را ظرف چند ساعت اشغال كنند ، زيرا منافقان و مردّدان مدينه كه شمارشان زياد بود و به طور دائم با قريش در تماس بودند ، آنان را بر ضدّ پيغمبر ( ص ) و مسلمانان يارى مىدادند . خردمندانه نيست كه بپذيريم عبد اللّه بن ابى و ديگر همراهان منافق و دودل وى در ميان مهاجران و انصار ، در دفاع از محمّد و رسالت او صداقت به خرج مىدادند و با دشمن متجاوز با تمام وجود مقابله مىكردند .
عبد اللّه بن ابى بود كه به پيامبر ( ص ) پيشنهاد كرد ، در مدينه بمانند . آنگاه برخى از بزرگان مهاجران نيز با وى موافقت كردند . پيامبر ( ص ) هدف آنان را دريافت ، امّا همچنان به موافقت و همراهى با ديدگاه ابن ابى تظاهر مىكرد تا از نظر ديگر مسلمانان آگاه شود و نيّت آنان را دريابد . ترديدى نيست كه در ميان موافقان عبد اللّه كسانى بودند كه حسن نيّت داشتند .
همچنان كه دربارهء همراهى توطئهگران مخالف مسلمانان هم با وى ترديد نداريم . آنگاه كه پيغمبر ( ص ) آنان را آزمود و از نيّت هر يك آگاه شد ، ديدگاه واقعى خود را كه از اوّل مخفى نگه داشته بود ، آشكار ساخت .
آنچه اين نكته را تقويت مىكند ، اين است كه عبد اللّه بن ابى همراه سيصد و پنجاه نفر از پيروان منافق و برخى از يهوديان بىدليل به مدينه بازگشتند . در روايتى هست كه خود حضرت آنان را بازگرداند و فرمود :
ما به كمك مشركان با مشركان نمىجنگيم .
اين دليل قاطعى است ، بر سوء نيّت آنان و نگرانى رسول خدا ( ص ) از اين كه به هنگام گرم شدن جنگ به مشركان ملحق شوند . اگر رسول خدا ( ص ) در بيرون مدينه به آنان اطمينان نداشت ، چگونه مىتوانست براى جنگيدن در داخل شهر با آنان موافق باشد و به مقاومت اين گروه اعتماد كند ؟
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 130
مساهمون: السيد جعفر مرتضى العاملي
ص١٣٠