هيچ يك از موازين و معيارهاى جاهلى هم نمىپذيرفت تا چه رسد به معيارهاى عقلايى و خردمندانه ؟
عبد اللّه بن ابى ، راحتتر مىتوانست در بيرون مدينه به سپاه قريش ملحق شود . اين اقدام هر چند خسارتهايى براى او و منافقان همراهش داشت ، ولى به تحقق اهداف وى نزديكتر مىنمود .
به نظر مىرسد ، انگيزهء وى از ماندن در مدينه ، عافيت طلبى و عدم خطرپذيرى بوده است كه تمايل نداشت خود را در معرض خطرات احتمالى قرار دهد . ديگر اين كه نمىخواست پيروزى بدر دوباره تكرار شود . خصوصا كه شمار مسلمانان بسيار فزون شده و نسبت به بدر ساز و برگ جنگى بهترى داشتند . اين مطلب از سخنان كسانى به دست مىآيد كه خواهان جنگ با قريش در بيرون مدينه بودند .
علاوه بر اين ، مسلمانان از شرف ، حيثيت ، آبرو ، ناموس ، شهر و كيان خويش دفاع مىكردند . بنابراين بايد مصممتر و قدرتمندانهتر حضور مىيافتند .
از سوى ديگر احتمال مىدهيم كه اين عبد اللّه بن ابى بود كه مىخواست خود را همرأى و موافق پيامبر ( ص ) نشان دهد و چنان وانمود كند كه همانند پيغمبر ( ص ) مىانديشد . مىدانيم كه خودنمايى و تظاهر لفظى به ديانت و غيرت بر مصالح اسلام و مسلمين ، در ميان منافقان بيش از همه است .
5 . به تصريح خود علّامهء حسنى ، در ميان كسانى كه اصرار داشتند از شهر بيرون روند ، هم منافق بود و هم مخلص . حال چگونه رسول خدا ( ص ) مىخواست آنان را بيازمايد و از نيّت هر يك آگاه شود ؟ بدين ترتيب آيا تلاشهاى حضرت موفقيتآميز نبوده است ؟ ! چگونه خود وى مىگويد :
پيامبر ( ص ) بر نيّت همگان آگاهى يافت و آنان را به دقّت آزمود ؟
حقيقت اين است كه اصرار آنان ناشى از دلايلى بود كه خود بدان استناد مىكردند .
6 . ما با علّامه حسنى در اين باره موافق نيستيم كه رسول خدا ( ص ) با اين
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 133
مساهمون: السيد جعفر مرتضى العاملي
ص١٣٣