فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ ، إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلا غالِبَ لَكُمْ . . .
« 1 »
پس به ( بركت ) رحمت الهى ، با آنان نرمخو ( و پرمهر ) شدى ، و اگر تندخو و سختدل بودى ، قطعا از در مورد تو پراكنده مىشدند . پس ، از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه ، و در كار ( ها ) با آنان مشورت كن ، و چون تصميم گرفتى ، بر خدا توكّل كن ، زيرا خداوند توكّل كنندگان را دوست مىدارد . اگر خدا شما را يارى كند ، هيچ كس بر شما غالب نخواهد شد . . .
از ابن عبّاس روايت شده كه گفت : وقتى آيهء :
وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ
، فرود آمد ، رسول خدا ( ص ) فرمود :
همانا كه خدا و رسول او از مشورت بىنيازند ، امّا خداوند مشورت را چونان رحمتى براى امّت من قرار داده است . هر كه از امّت من مشورت كند ، رشد و هدايت را از دست نخواهد داد و آن كه مشورت نكند ، گمراهى را به جاى نخواهد گذاشت . « 2 »
حال اين پرسش مطرح مىشود كه اگر خدا و رسول از مشورت و رايزنى بىنياز هستند ، پس چرا خداوند ، رسولش را فرمان مىدهد كه با ياران خود مشورت كند ؟ فكر مىكنيم آنچه پيش از اين آورديم ، در پاسخ به اين پرسش كافى باشد . در عين حال به منظور تأييد و تأكيد آنچه پيشتر تقديم داشتيم ، مىگوييم ؛
1 . از برخى روايات به دست مىآيد كه رسول خدا ( ص ) جز در جنگ ، هرگز با ياران خود مشورت نكرد . « 3 »
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) : 159 - 160 .
( 2 ) . الدر المنثور ، 2 / 80 .
( 3 ) . بنگريد : مجمع الزوائد ، 5 / 319 ؛ حياة الصحابة ، 2 / 48 ؛ كنز العمّال ، 2 / 163 .