تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
2 . ضرار بن خطّاب هم از همين وحشت داشت ، زيرا انصار اقوام او را در بدر كشته بودند و او به احد آمد تا انتقام آنان را بگيرد . او مىگفت : اگر مسلمان‌ها در حصارهاى مرتفع خود بمانند كه ما را به آنان دسترسى نيست . ناچار چند روزى مىمانيم و برمىگرديم ، ولى اگر از حصارهاى خود بيرون آيند ، انتقام خود را مىگيريم كه شمار ما بيشتر از آنان است . وانگهى ، مردمى خون خواه هستيم ، زن‌ها را هم با خود آورده‌ايم كه كشتگان بدر را به ياد مىآورند و ما داراى اسب‌هاى بسيار هستيم كه آنان ندارند و اسلحه و سازوبرگ ما از اسلحهء ايشان افزون است . سرانجام تقدير چنان شد كه بيرون آمدند و روياروى قرار گرفتيم . . . « 1 » 3 . ديديم كه صفوان بن اميه دربارهء احتمال همكارى منافقان براى درهم كوبيدن مسلمانان سخنى بر زبان نياورد . در حالى كه اگر ذره‌اى احتمال همراهى آنان بود ، مىگفت يا ابو سفيان از آن ياد مىكرد و به وجد مىآمد . 4 . روشن است كه عبد اللّه بن ابى و منافقان همراه او نمىتوانستند در آن شرايط چنين خيانتى به اقوام خويش روا دارند ، زيرا اين اقدام به معنى نابودى شمار انبوهى از خزرج و مهاجران بود و او نمىتوانست چنين فاجعه‌اى را تحمل كند ، زيرا آنان اقوام ، خويشاوندان ، برادران ، فرزندان و پدران اينان بودند و دست‌برداشتن از آن‌ها تا اين اندازه هم سهل و آسان نبود . از سوى ديگر چه كسى براى عبد اللّه بن ابى باقى مىماند ؟ آيا با توجّه به جمعيت آن روز مدينه ، چيزى از اين شهر باقى مىماند تا فرزند ابى بر آنان رياست كند ؟ آيا با اين شمار اندك - به فرض كه زنده مىماندند - مىتوانست در مقابل يهوديان مقاومت و پايدارى كند ؟ آيا مىتوانست در مقابل تهاجم قبايل غارت‌گر اطراف مقاومت كند ؟ آيا مىتوانست در مقابل قريش ، با استقلال تصميم بگيرد ؟ آيا اين كار چيزى جز خودكشى سياسى بود ؟ چنين اقدامى را
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، 14 / 274 ؛ المغازى ، 1 / 282 .