متن : الفصل الثّانى في إرتفاع المرتفعات
إن امكن الوصول إلى مسقط حجرها و كانت في ارض مستوية فانصب شاخصا وقف بحيث يمرّ شعاع بصرك على رأسه إلى رأس المرتفع ثمّ إمسح من موقفك إلى اصله و اضرب المجتمع في فضل الشّاخص على قامتك و اقسم الحاصل على ما بين موقفك و اصل الشّاخص و زد قامتك على الخارج و هو المطلوب .
ترجمه :
فصل دوّم در بيان تحصيل ارتفاع بلندىها
اگر وصول و دستيابى به مسقط الحجر مرتفعات ممكن بوده و در زمين هموار باشند براى تحصيل مقدار بلندى آنها بايد ابتداء شاخصى را نصب كرد و سپس طورى ايستاد كه شعاع چشم از رأس شاخص گذشته و به سربلندى برخورد كند و پس از آن از محلّ ايستادن تا بيخ و پايه بلندى را اندازه بايد گرفت و آنگاه مقدار فاصله را لازمست در زيادى شاخص بر قامت كسى كه ايستاده و شعاع چشمش را از سر شاخص مرور داده و به نوك مرتفع اصابت داده است ضرب كرد و پس از آن حاصل ضرب را بر مسافت بين موقف شخص قائم و پايه شاخص تقسيم بايد نمود و بعد مقدار بلندى قامت شخص را بر خارج قسمت افزود حاصل مطلوب و مقصود ما مىباشد .
شرح فصل دوّم مربوطست بطريق دانستن ارتفاع قلل و كوهها .
مرتفعات بر دو گونه هستند :
1 - آنهائيكه بمسقط الحجر « جائى كه مرتفع بر آن عمود شده بطوريكه اگر سنگى را از بالاى آن بياندازند به آن موضع ميافتد » آنها دسترسى هست مانند ديوارها و منارهها .