اين زمين بهر دو طرف مشكل است چون هموار و مسطّح است ولى اگر تفاوتها باهم فرق داشت چنانچه گفتيم اگر نقطه ثابت نسبت بنقطه اوّلى پستتر باشد و نسبت بنقطه دوّمى بلندتر باشد پس به طرف نقطه اوّلى اجراء آب محال و بجانب نقطه دوّمى در كمال سهولت مىباشد .
متن : طريق آخر .
قف على البئر الاوّل وضع عضادة الاسطرلاب على خطّ المشرق و المغرب .
و يأخذ آخر قصبة يساوى طولها عمقه .
و يذهب فى الجهة الّتي تريد سوق الماء اليها ناصبا لها الى ان ترى رأسها من الثقبتين .
فهناك تجرى الماء على وجه الارض .
فان بعدت المسافة بحيث لا يرى رأسها فاشعل فيه سراجا و اعمل ذلك ليلا .
ترجمه :
طريق ديگر براى وزن زمين
بر سر چاهى كه مىخواهى آب را از آن به چاه ديگر جارى كنى بايست و عضاده اسطرلاب را بر روى خطّ مغرب و مشرق تنظيم كن و شخص ديگرى نى و قصبهاى را كه طولش به قدر عمق چاه است بدست گرفته و به طرفى برود كه قصد دارى آب را به آن سو جارى كنى در حالى كه نى را بطور عمود و قائم در دست داشته و پيوسته به راه خود ادامه دهد تا آنجائى كه سر نى از دو سوراخ عضاده اسطرلاب پيدا است و تا جائى كه سر نى ديده مىشود اجراء آب بر روى زمين امكان دارد يعنى از سر چاهى كه بر سرش ايستادهاى مىتوانى آب را به آن طرف جارى نمائى .
ناگفته نماند اگر مسافتى كه نى را بآنطرف مىبرند دور و زياد باشد بطورى كه سر آن ديده نشود براى امكان رؤيت آن بر سر نى چراغى را روشن كرده و اينعمل را در شب انجام بده .