مكتب كنفوسيوس و فرهنگ سنتى چين را بهدست آورند . بر اين اساس ، آنان پىدرپى آثار قديمى چين را ترجمه نموده با چاپ آن آثار فرهنگ و تمدن باستانى چين را به اروپائيان معرفى كردند .
ضمنا تذكر اين مطلب ضرورى است كه در زمانهاى قديم كه امكانات نشر فرهنگ بسيار محدود و ابتدايى و ابزارهاى مبادلات فرهنگى مانند امروزه در دسترس نبود ، پخش و نشر فرهنگ بيشتر توسط اديان يا وقوع جنگ روى مىداد ؛ مثلا در سلسلهء تانگ ، چين در جنگ با اعراب شكست خورد و تعدادى از پيشهوران و صنعتگرانى كه در بين اسيران چينى بودند فنون كاغذسازى را به مسلمانان آموزش دادند ؛ يا چنگيز مغول و جانشينان او در حملات خود به آسياى غربى و اروپا موجب آشنايى آن ملتها با باروت و سلاح گرم و ساخت و كاربرد آن گرديد . و بدين ترتيب از راه جنگ چهار اختراع بزرگ چين : قطبنما ، باروت ، كاغذ و باسمه يكى پس از ديگرى به اروپا راه يافت .
در آغاز ، ماتيو ريچى كتاب مهم چينيان يعنى چهار كتاب را با عنوان
Tetrabiblion Sinense de moribus
ترجمه و شرح كرد . بعد از او نيگولاس كتاب مهم ديگر چينيان با نام پنج كتاب را به لاتين برگرداند . بعدها ديگر مسيحيان ترجمهء دقيقترى از اين دو كتاب انجام دادند كه به دنبال آن عدهء زيادى از دانشمندان اروپايى به وسيلهء اين دو اثر باارزش با عقايد مكتب كنفوسيوس ، انديشهء سياسى و اصول اخلاقى اين حكيم چينى آشنا شدند . علاوه بر آن ، مبلغان مسيحى تعداد زيادى آثار و رسالات در زمينهء تاريخ و جغرافياى چين تأليف نمودند كه به موجب آن ، اروپاييان از طب سنتى و داروسازى چين ، سازوكار كاشت محصولات كشاورزى و ابزار آن ، ساخت ظرفهاى چينى و لاكى ، بافت پارچهء ابريشمى ، گلدوزى ، باغآرايى ، معمارى ، موسيقى سنتى ، هنرهاى نمايش ، اپراى يوان و جز آنها آگاه شدند . خلاصه و چكيدهاى از فرهنگ و تمدن ملى چين كه به اين طريق در دسترس اروپاييان قرار گرفت ، در بارور ساختن و تكامل فرهنگ و تمدن غرب در زمينههاى سياسى ، اخلاقى ، فرهنگى و هنرى نقشى بسزا ايفا كرد و مخصوصا به نهضت آگاهى « 1 » كه در حال رشد و شكوفايى بود نيروى تازهاى بخشيد .
هامش
( 1 ) .The Enlightenment .