براى كاربرد مؤثرتر تبليغات دينى ، در كنار آن بذر علم و دانش غربى را هم در اين سرزمين كهن افشاندند .
در جريان انتقال فرهنگ اروپا توسط يسوعيانى كه با ماتيو ريچى وارد چين شده بودند بايد توجه داشت كه با وجود آنكه آنان افرادى عالم و دانشمند در مفهوم واقعى كلمه و صاحب صلاحيت كافى در انتقال علم و دانش محسوب نمىشدند و گاه بعضى از اطلاعات علمى آنها بسيار جزئى و ناچيز بود و حتى به سبب تعصبات دينى تنها اندكى از دانستههاى علمى خود را ابراز مىنمودند ، اما همين اندازه نيز براى چينيانى كه چيزى از فرهنگ و دانش غربى نمىدانستند اعجابانگيز و بىسابقه بود .
از سوى ديگر ، عدهاى از اديبان و مأموران روشنفكر چين به نمايندگى شو گوانگ چى « 1 » به اين نكته پىبردند كه ورود دانش و فنون اروپايى سهم بزرگى در شكوفايى و اقتدار چين ايفا خواهد كرد . در نتيجه در مقابل ورود تمدن جديد غرب به چين واكنش كاملا مثبت از خود نشان دادند و به همين سبب در گرفتن اجازهء اقامت ماتيو ريچى و همراهانش از آنها بسيار حمايت و پشتيبانى كردند . بعد از آن مبلغان يسوعى با همكارى دانشمندان چينى تعداد زيادى از آثار علمى را به زبان چينى ترجمه كردند كه در پيشبرد علم و دانش در چين ، گسترش افق ديد چينيان و مبادلهء فرهنگى ميان چين و اروپا تأثير فراوان داشت . با آنكه نظام عقيدتى و طرز تفكر جديد اروپاييان به همراه آنها وارد چين نشد اما موجب شد دانشمندان چينى به ميزان عقبماندگى خود پىبرده ، براى تحقيق و آموختن علم و دانش جديد اروپايى انگيزهء خود را افزايش دهند و گام مهمى براى آموزشهاى آتى خود بردارند . مخصوصا آثارى كه در زمينههاى تخصصى و كاربردى از قبيل محاسبات نجومى ، نقشهكشى ، آبيارى و ساخت جنگافزار به چاپ رسيده بود نقش مؤثرى در شكلگيرى علمى آن دوران داشت .
مسيحيان علاوه بر آن نقش مهم ديگرى نيز برعهده داشتهاند و آن انتقال بخشى از فرهنگ و تمدن كهن چين به اروپا بود . اين موضوع همانگونه كه محمد زمان در مقدمهء كتاب چيننامه نوشته باعث شد كه اروپاييان در آغاز ورود خود به چين براى هماهنگى با مردم و شناسايى جامعهء چين ، در آموختن و فراگيرى زبان و خط چينى بسيار تلاش كنند و بدين وسيله امكان و توانايى تحقيق و مطالعه در متون كلاسيك
هامش
( 1 ) .Xu Guangqi( ؟ ؟ ؟ ) : رك : زندگانى ماتيو ريچى ، ص چهل و هشت مقدّمهء مصحّح .