و اكثرى از ايشان كه زياده از بيست لك باشند در بقعههاى نزديك دير خود مىباشند و به خيرات و تصدقات و وظايف معين معيشت مىكنند ، اگرچه به صنعت خود نيز وجه معيشت كسب مىكنند . اين جماعهء موبدان بدكار و سفلهاند و مردم نيز ايشان را چنان مىدانند و اعتبارى ندارند ، زيرا كه ايشان از خاندان دنى و ارذلاند كه آنها را به موبدان ديگر فروختهاند . بعد از آن جانشين و خليفهء موبدان شدند و به جاى ايشان نشستند و اين روش را اختراع نمودند تا جماعه و سلسلهء خود را باقى نگه دارند زيرا كه هيچ كس به اختيار و ارادهء خود در حلقهء اين جماعهء ناپاك درنمىآيد .
و نيز جاهلاند و در علوم و كمالات دستى ندارند . و اگرچه زن ندارند اما بر شهوت آنقدر راغباند كه از صحبت زنان بدكاره ايشان را منع نمىتوان نمود . و بقعههاى ايشان منقسم مىگردد [ 111 ] به چند محل و در هر محل يك پيشوا و متولى است ، كه بعد از او شاگردان به جاى او مىنشينند . و در هر محل خود هر چقدر توانند حجرهها بنا مىكنند در كل ممالك ، خصوصا در پايتخت و آن حجرهها را كرايه مىدهند و به مسافران و مترددين كه براى معاملات و كار و بار خود در شهر توقف مىنمايند . و لهذا بقعههاى مذكور بيشتر كاروان سرايند يا بقعهاند .
و هرچند كه اين طايفه سفله و دنىاند ، ليكن اكثر مردم ايشان را در تعزيه و ماتم و دفن مردگان و غيره عملهاى ديگر مىطلبند ، مثلا وقتى كه جانوران را خواه پرنده و خواه چرنده و خواه ماهيان دريا را آزاد مىكنند 343 چنانچه رسم مردم چين است ، مقيدان و متقيان آن طايفه ، جانوران مذكوران را از صيادان و از مردم ديگر مىخرند و آزاد مىكنند و پندارند كه در عمل ، ثواب و اجر عظيم است .
و در اين ايام مذهب مذكور ترقى كرده و ديرها و بقعههاى بسيار از سر نو بنا كردند و ديرهاى كهنه را مرمّت نمودند . 344 و معتقدان اين مذهب اكثر خواجهسرايان و زنان و عوام الناساند . و بعضى از آن قوم در تمام عمر گوشت نمىخورند و در خانههاى خود به اوراد و ادعيه بسيار مشغولاند . و براى خواندن دعاها ايشان را به خانهها مىطلبند و
چين نامه ( فارسى ) — صفحة 93
مساهمون: ماتئو ريچى
ص٩٣