تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چين نامه ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
برآمده ، ملكوت آسمان به دست آورد و ليو را از پادشاهى بينداخت . اما ليو از پادشاه جديد آسمان التماس نمود ، كه او را موكل و سردار كوهى از كوه‌هاى چين سازد و سيام التماس او را اجابت فرمود . مىگويند كه ليو هنوز در آن كوه زنده است و سرورى و سردارى مىكند . و مردم چين به جاى خدا مىپرستند شخصى را كه به ظلم ملك ديگرى را گرفته باشد . و سواى اين خداى آسمانى سه خداى 350 ديگر تخيل مىكنند . و اهل اين مذهب نيز در باب ثواب و عقاب چيزها بيان مىكنند و بهشت را چنين وعده مىكنند كه در آنجا جان و تن به ذوق و استراحت مىباشد . و در ديرهاى خود صور بعضى مردم [ 114 ] را تصوير كرده‌اند كه با جان و تن هر دو بر بالاى آسمان رفته‌اند . و اين قوم تعليم مىدهند مردم را ، كه كسى چطور مىتواند حيات جاودانى تحصيل نمايد و اگر به حيات جاودانى نرسد ، بارى حيات و زندگانى طويل چنان حاصل نمايد . و اين تعليم ايشان منحصر است در اقسام نشست‌ها و خواندن دعاها و افسون‌ها و خوردن بعضى داروها . و شغل و عمل خاص اين برهمنان راندن و دور كردن شياطين و اجنه است از خانه‌ها به منطرها « 1 » 351 و افسون‌هاى مهلك و قتال . و اين عمل را چنان به فعل مىآورند ، كه اشكال مهيبهء اجنه را در كاغذ زرد به سياهى 352 مصور مىكنند و بر ديوارهاى خانه مىآويزند . بعد از آن خانه را به فريادهاى و آوازهاى منكر مملو و متزلزل مىسازند كه چنان مىنمايد كه گويا خود شياطين و اجنه‌اند . و نيز شغل و عملى ديگر بر خود منسوب مىگردانند و آن اين است كه در وقت خشكى باران مىبارانند و باران به افراط را فرو مىنشانند و بليات و آفات را از مردم دفع مىكنند . و چنان مىنمايد كه بعضى از ايشان جادوگر باشند و اين گروه انبوه ، ساكن‌اند در ديرها و صومعه‌هاى منسوب به آسمان و زمين . و حاضر مىشوند در وقت قربانىهاى پادشاه ، خواه پادشاه به‌طور خود قربان كند خواه به سركردگى امرا آرد ، [ 115 ] لهذا اين قربانىها بسيار معزز و گرامىاند . و نيز كار ايشان است كوك كردن آلات موسيقى و ترتيب دادن سرود و نغمات كه در هر قسم ساز و آلت مثل طنبور و غيره نواخته مىشود . و ايشان را در تعزيه و ماتم‌ها مىطلبند و با رخت و لباس گرانبها به مجالس ايشان مىروند و سازها را به نوازش در مىآرند .
هامش
( 1 ) . ص : منظور ، ك : منظرها ، تصحيح قياسى است .
چين نامه ( فارسى ) — صفحة 95 | ماتئو ريچى / محمد زمان