عرض او چهار انگشت و طول آن دو گز است و يك انگشت ضخامت دارد ، آن بيچاره را با دو دست مىزنند . اگرچه زياده از سى چوب نمىزنند ، اما [ بدان ] « 1 » شدت مىزنند « 2 » كه اكثر اوقات پوست بدن ايشان پاره مىشود و پارچههاى گوشت به هوا مىپرد و [ چنانچه ] « 3 » بسيار از آن زدن ، هلاك مىگردند . و از اين جهت اكثر مردم براى خلاصى و محافظت جان خود [ هر قدر ] « 4 » زر و رشوت كه حكّام بطلبند مىدهند و مضايقه نمىكنند . و حكّام به مرتبه [ اى ] ظالم و بىاعتدالاند كه [ هيچ ] « 5 » يك از رعايا و مردم چين مالك مال خود نيستند بلكه همه در ترساند كه مبادا بر ايشان تهمت و بهتانى كرده ، مال آن نامرادان را بگيرند .
و نيز مردم چين دوستدار و طالب حق و راستى نيستند و از اين سبب بسيار احتياط و خبردارى ضرور است ، تا كسى به ديگرى اعتماد كند . و لهذا پادشاه از دربار برنمىآيد و در ايام سابق چون پادشاهان از دربار بيرون مىآمدند به هزاران احتياط و ملاحظه مىگشتند و بسيار خبردار مىبودند . و از كوچهها و بازارها كه مىگذشتند ، سپاهيان و نگهبانان مىگذاشتند و شوارع 302 و دروازهها را نيك محافظت مىكردند . و پادشاه خود را ظاهر نمىكرد و معلوم نبود كه در كدام تخت روان يا عمارى نشسته است زيرا كه چند تخت روان پهلوى هم مىرفتند و نمىدانست كسى كه پادشاه در كدام است ، گويا پادشاه در ميان دشمنان راه مىرفت نه در ميان رعاياى خود .
و نيز پادشاه بسيار ترس دارد از خويشان خود ، از اين سبب همه را كشك و چوكى مىدارند [ 99 ] و نگاهبانى مىكنند . و هيچ كس را از ايشان رخصت نيست كه بىحكم پادشاه از شهرى كه مىباشند بيرون روند و اگر احيانا بىحكم بيرون روند ، ايشان را آزار كلى مىرسانند . و هيچ كس از ايشان در پايتخت نانكن « 6 » ساكن نمىتواند شد . و در اين زمان تا شصت هزار كس از قبيله و خويشان پادشاه هستند ، كه چون بيكار و معطل
هامش
( 1 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .
( 2 ) . در ترجمهء چينى بدينگونه آمده است كه از همان ضربهء اول پوست بدن پاره مىشود و اگر باز هم ادامه دهند پارههاى گوشت به هوا مىپرد .
( 3 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .
( 4 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .
( 5 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .
( 6 ) . در ترجمهء چينى علاوه بر نانكن ، پكن نيز آمده است و از نظر معنايى صحيحتر به نظر مىرسد .