تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چين نامه ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
و قامت و وضع ابدان و فرقهء ديگر از طور و وضع نشستن حكّام ، غيب‌گويىها مىكنند . و ديگر اقسام فال‌گيرى و انواع غيب‌گويىها بىحد و بىحساب در اين ملك هست و [ آنقدر ] « 1 » اعتقاد به آن چيزها دارند كه به منزلهء يقين ايشان است و هيچ شكى در آن ندارند . چندان مكر و حيله در اين امور مىنمايند ، كه مردم سبكسر به آسانى و سهوليت از ايشان بازى مىخورند ، زيرا كه همدست خود را ميان حلقهء مردم مىفرستند كه بگويند كه فلان اوستاد و فلان منجم و فال‌گير چنين و چنان حكم‌ها در حق من كرده و چنان غيب در باب فلان گفته و درست شده ، موافق گفتهء ايشان به فعل [ آمده ] « 2 » . و مكر ديگر آنكه چند نفر با يكديگر مىسازند و همدست مىشوند و يكى را اوستاد مىسازند ، پس يكى از ايشان [ 95 ] حكمى مىكنند و آن اوستاد ساخته حكم او را باطل مىكند و در كتاب نظر كرده مىگويد كه از اين شكل‌ها [ و ] « 3 » علامات فلان و فلان حكم مىرسد . در حال آن مرد به ساختگى او را تصديق كرده ، تسليم و تواضع بسيار مىنمايد و همدستان ديگر همين دستور عمل مىكنند تا مردم به آن مرد صاحب اعتقاد شوند . و حيلهء ديگر اينكه در چين بسيار دفاتراند كه اسامى و قبايل و وقايع مردم هر شهر در آن دفاتر مرقوم است . پس چندى از آن بازىگران و مكاران در آن شهر آمده از آن دفاتر نقلى آورند به مكر و حيله و بعد از آن واقعات گذشتهء مردم شهر را بيانى مىكنند تا غيب‌گويى و فال ايشان را اعتماد و اعتقاد نمايند . و آن مقدار اعتقاد دارند به اين دغابازان كه گاهى از ترس بيمار مىشوند در همان روز كه حكم كرده‌اند . و بعضى نيز از اين جماعه ، تسخير شياطين و اجنه كرده‌اند و به آواز اطفال و جانوران از چيزهاى آينده خبر مىدهند . و يك حماقت مردم چين در مشخص كردن زمين است براى عمارت و قبرستان . 299 و آن زمين را نسبت مىدهند به سر و دو پاىهاى اژدهايان كه مىگويند در زير زمين‌اند . مىپندارند كه تمام سعادت قبايل و شهر و آرام ممالك چين منسوب و متعلّق به آن اژدهايان است . بنابر آن بسيارى از مردمان بزرگ در اين علم نهان و مخفى مشغول‌اند و
هامش
( 1 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك . ( 2 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك . ( 3 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .