تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چين نامه ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
از ملك‌هاى دور اوستادان و عالمان آن علم نهانى را مىطلبند خصوصا وقتى كه مىخواهند كه مناره‌هاى بزرگ و برج‌ها بنا كنند تا بليّات و آفات را از ملك دفع كنند و سعادت و بركت در ملك به هم رسانند . چنانچه منجّمان از وضع و نظرات كواكب از آينده خبر مىدهند همانطور ايشان نيز از وضع كوكب‌ها و صحراها ، سعادت و نحوست ملك‌ها را مقرر مىكنند و بدان حماقت مىرسند كه [ 96 ] سعادت و دولت هر قبيله را نسبت مىدهند به دروازهء خانه كه مقابل جهتى از جهات دنيا باشد و نيز به سوراخ‌ها و ميزاب‌ها و به درروهاى خانه كه به طرف راست يا چپ باشند و نيز به دريچه‌ها كه از اين طرف يا از آن طرف بگشانيد به بام خانه كه مقابل بام شخصى باشد و امثال اين پوچ‌ها و بيهودگىها . فى الجمله تمام شهر و جميع كوچه و بازار مملو است از اين پوچ‌ها و منجمان و فال‌گيران و غيب‌گويان و همهء مردم از خرد و كلان بلكه همان پادشاه نيز از اين قسم دغابازان را عزت مىكنند و [ اعتقاد ] « 1 » مىنمايند . و نيز از آواز پرندگان و طيور و از سايهء آفتاب كه به بام‌هاى ايشان افتد فال‌ها مىگيرند . [ غرض كه ] « 2 » هر بلا و قضيه كه بر كسى يا بر شهرى مىرسد آن را نسبت مىدهند به فروگذاشت و قوت يكى از حماقت و بيهودگىها كه مذكور شد . اكنون بيان مىنمايم بعضى امور ناشايسته را كه مردم چين را از [ آنها ] « 3 » خلل نمىشود و پروا ندارند . در چين مردم بسيار هستند كه چون از زنان اجتناب نمىتوانند نمود و تنگدست‌اند خود را به غلامى مردى مالدار مىدهند و با يكى از كنيزان او كدخدايى مىكنند بنابر [ اين ] « 4 » همهء فرزندان ايشان غلام آن مردك مالدار مىشوند . و جمعى ديگر كه استطاعت دارند كه زنى را بخرند و چون فرزندان بسيار مىشوند ، به نحوى كه از نفقه و خوراك آنها عاجز مىگردند ، پس پسران و [ دختران ] « 5 » را مىفروشند . هرچند كه افلاس و تنگدستى چندان نباشد . به اين روش پسران از پدران هميشه [ جدا ] « 6 » مىشوند و خريدار مختار است كه در هر كار كه خواهد ، ايشان را
هامش
( 1 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك . ( 2 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك . ( 3 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك . ( 4 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك . ( 5 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك . ( 6 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .
چين نامه ( فارسى ) — صفحة 81 | ماتئو ريچى / محمد زمان