تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چين نامه ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
تا مدت سه سال متصل ماتم والدين مىگيرند و در كتب ايشان وجه آن ماتم چنين گفته‌اند كه عوض و تلافى محبت و غمخوارى والدين مىكنيم . چه در سه سال اول طفوليت ما را در كنار خود گرفتند و به چندين رنج و محبت ما را پروريدند و بزرگ كردند . و در ماتم خويشان ديگر اوقات كمتر صرف مىنمايند موافق دورى و نزديكى خويشى و قرابت ، چنانچه ماتم بعضى را يك سال و بعضى را سه ماه نگاه مىدارند . و در مرگ پادشاه يا زن پادشاه جميع مردم ممالك چين سه سال تعزيه مىداشتند و ليكن اكنون به حكم و رخصت پادشاه تنها يك ماه رخت ماتم مىپوشند در تعزيهء ايشان . و در باب آداب تعزيه يك جلد كتاب نوشته‌اند ، 261 چون خويش كسى مىميرد در آن كتاب نظر مىكند كه ماتم و تعزيهء او را چه قسم بايد داشت . و در آن كتاب نه تنها قوانين و آداب تعزيه و ماتم را نوشته‌اند بلكه شكل و اندام رخت‌هاى تعزيه را و آداب و اعمال را كه در تعزيه به‌جا بايد آورد همه را مصور نموده‌اند . هرگاه مرد كلانى بميرد پسر او يا خويش نزديك‌تر او ، خويشان ديگر و ياران و مصاحبان او را كتابى نوشته خبر آن قضيه را به عبارت غم‌اندوز و الفاظ جگرسوز اعلام مىكنند . و تابوتى از چوب قيمتى ساخته ميّت را در ميان آن مىگذارند . و ايوانى در فرش مىكنند [ 82 ] از پارچهء سفيد يا از حصير و در ميان ايوان تختى ساخته تابوت را و شبيه ميّت را در پاى آن نگاه مىدارند . پس خويشان ميّت در وقت معين به آن ايوان مىآيند كه تخمينا چهار پنج روز بعد از فوت او باشد همه در رخت و لباس ماتم . و دور آن تخت چيزهاى خوشبو و عطريات مىسوزند و اندكى كندر 262 نيز به آن خوشبويىها در مجمر مىآرند . و هريك دو شمع مومين كه همراه آورده ، روشن مىكنند و چهار مرتبه در پيش تابوت ايستاده ، سر را تا به زمين خم مىكنند و چهار مرتبه در پيش تابوت به زانو درمىآيند . و فرزندان او رخت ماتم پوشيده 263 در پهلوى تابوت جمع ايستاده به رقت تمام گريه مىكنند اما به ملايمت و وقار . و در عقب تابوت ، جميع زنان و عورات خانه رخت ماتم پوشيده در پس پرده شيون و نوحه مىنمايند . و ضابطه چنانست كه در آن روز كاهنان و مجاوران بتخانه‌هاى ايشان ، كاغذها را به روش خاص پيچيده و ترتيب داده ، مىسوزانند . 264 و نيز پارچه‌هاى ابريشمى سفيد آورده مىسوزند و مىگويند كه بدين فعل ، مرده را راحت مىدهيم . و اكثر اوقات پسران ابدان
چين نامه ( فارسى ) — صفحة 67 | ماتئو ريچى / محمد زمان