[ خويشاوندان ] « 1 » بر سر آن قبرها مىآيند 268 و اعمال و رسوم مقرر بهجا [ آورده ، عطرها ] « 2 » و بخورها به كار مىبرند . و نذرها مىآورند و ضيافت تعزيهآميزى مىكنند .
و در باب [ نكاح قواعد ] « 3 » و قوانين بسيار دارند . و دختر و پسر را هر دو در خردسالى كدخدا مىكنند . و [ والدين هر دو كار ] « 4 » كدخدايى را مشخص و مهيا مىكنند بدون آنكه [ 85 ] از فرزندان در اين باب چيزى بپرسند و ليكن فرزندان هرگز در اين باب از مصلحت و سخن والدين بيرون نمىروند و مخالفت نمىنمايند . و در كدخدايى 269 كفو و قبيله و همجنس خود را مىخواهند . اما در متعه نظر به قبيله و اصالت و مالدارى نمىكنند بلكه تنها حسن منظور است . و هر قدر كه خواهند و توانند متعه جايز است كه بگيرند و نگاه دارند . مردم عوام و كمدولت زن از براى خود مىخرند و هرگاه خواهند مىفروشند .
و پادشاه و پسران پادشاه نظر به قبيله و اصالت زنان نمىكنند و پروا ندارند بلكه منظور ايشان تنها حسن است . و بزرگان چين آرزوى آن ندارند كه دختران خود را به پادشاه يا اولاد پادشاه كدخدا كنند ، زيرا كه زنان پادشاه چندان اعتبار و اقتدارى ندارند و هميشه در حرم پوشيده و مستور از مردم و از قبيله مىباشند و هرگز بيرون برنمىآيند و كسى آنها را نمىبيند .
و پادشاه به تجويز و اختيار مدبّران و مشيران زن مىخواهد و كدخدا مىشود و كمتر زنان را براى نكاح پادشاه قبول مىكنند . زن كلان بانوى حرم پادشاه يك زن است و سواى آن ، نه زن ديگر دارد كه اندك ، خردتر و بىاعتبارتر از زن اولاند و غير از آنها سى و شش زن ديگر دارد كه همه را نكاح مىكند و زنان نكاحىاند و متعه و كنيزان بسيار دارد .
و زنى كه پسر آورد بسيار اعتبار به هم مىرساند ، خصوصا اگر پسر اول از او متولد گردد . اين ضابطه ، نه تنها دربارهء پادشاه و اولاد او معمول است بلكه نيز در تمام ملك چين شايع است . تنها همين زن كلان با شوهر خود به سفره مىنشيند و زنان ديگر همه بهطور كنيزكان خانه خدمتكاران [ 86 ] زن كلاناند . و قاعده نيست كه در حضور شوهر
هامش
( 1 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .
( 2 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .
( 3 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .
( 4 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .