تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چين نامه ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
محاسن و فضايل او را كنده ، در گذر عام نصب مىنمايند يا عمارتى و هيكلى 259 مىسازند در آنجا شبيه و صورت او را مصور ساخته خادمان مىگذارند كه دايم بخور و عطر در مجمرهاى طلا و نقره مىسوزند و چراغ‌ها روز و شب روشن نگاه مىدارند . و اگرچه ايشان بتان را همين‌طور تواضع و پرستش مىكنند و ليكن فرق مىنمايند در عبادت و پرستش بتان و تعظيم و پرستش بزرگان . چرا كه از بتان چيز بسيار مىطلبند و حاجت مىخواهند و از صورت و شبيه امرا و حكام رسم نيست كه حاجت بطلبند . اما شك نيست كه اكثرى از عوام الناس فرق نمىكنند در اين دو پرستش و تعظيم . و جميع شهرها مملواند از اين عمارات و اكثر به كوشش دوستان و وسيله‌ها اين عمارت از براى مردم نالايق نيز مىسازند . و در وقت‌هاى معين به آن عمارات مىروند و به خم كردن بدن و به زانو افتادن و به نذور و طعام‌ها و امثال آن ، پرستش و زيارت مىكنند . و در جميع كتب و اخلاق اهل چين تأكيد و مبالغهء بسيار است در باب تعظيم و ادب پسران « 1 » نسبت با پدران « 2 » خود . اگر نيك نظر كنيم به ضوابط و رسوم و آداب مردم چين هيچ طايفه نيست در تمام دنيا كه در اين باب به ايشان برابرى كند . اگر به حضور پدران خود آيند هرگز روبرو نمىايستند ، بلكه در پهلو و پايين دست پدران خود ايستاده مىشوند و به تعظيم و عزت تمام با ايشان سخن مىگويند . و اگر پدران مفلس بىروزگار نيز باشند ، تا زنده‌اند پسران به كسب خود ايشان را خوراك و پوشاك به وفور تمام [ سر به راه مىنمايند ] « 3 » [ 81 ] و سرانجام مىكنند . و در هيچ چيز آنقدر آداب و رسوم رعايت نمىكنند و مقيد نيستند كه در تعزيهء ماتم والدين . تا سه سال لباس سفيد مىپوشند كه از كنب بافته‌اند يا از پارچهء گنده و بدقماش 260 . كلاه و جامه و پاپوش در آن ايام بسيار بد اندام و بىطرز مىدوزند به نوعى كه از ديدن آن ترحم بر ايشان مىكنند . كمر را به ريسمانى گنده مىبندند . اين قاعده ميان ايشان مضبوط و معمول است كه ترك آن يا تخفيف آن به هيچ وجه نمىتوانند نمود .
هامش
( 1 ) . در ترجمهء چينى به جاى پسران ، « فرزندان » آورده شده است . ( 2 ) . در ترجمهء چينى به جاى پدران ، « پدر و مادر و بزرگان » آورده شده است . ( 3 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .