عصا ، گويا كه به سبب اندوه و حزن مانده شدهاند . بعد از [ آن زنان خانه ] « 1 » و زنان خويشان چادر سفيد بهسر كرده پوشيده ، شده و زنان ديگر كه در خويشاوند و دورترند بر بالا [ ى تختهاى ] « 2 » به پارچهء سياه پوشيده نشسته حمالان [ 84 ] ايشان را به دوش مىبرند . و جميع قبرستانهاى ايشان در بيرون شهر واقع است .
و اگر احيانا [ فرزندان ] « 3 » ميّت حاضر نباشند ماتم و تعزيه را موقوف مىدارند تا رسيدن ايشان . و چون به پسر خبر مرگ پدر رسد ، اگر مرد بزرگ است در همانجا تخت بسته ماتم پدر را مىگيرد و چون به وطن رسد بار ديگر به همان ترتيب و آداب كه مذكور شد تعزيه و ماتم پدر را بهجا مىآورند . و بر هر پسر كه پدرش مرد ، اگرچه حاكم و مدبّر و صاحب صوبه باشد ، واجب است كه حكومت و تدبير را گذاشته فى الفور روانهء وطن شده ، تعزيهء پدر را كما ينبغى چنانچه گذشت بهجا آورد و در خانهء خود تا مدت سه سال به ماتم و تعزيه مشغول [ باشد ] « 4 » . اما از اين قوانين تعزيه عاملان و سپهسالاران لشكر مستثنى و معافاند و بر ايشان [ آن تكاليف ] « 5 » نيست .
اگر كسى در غربت بميرد وارثان او سعى بليغ مىنمايند كه تن او را به وطن [ رسانند تا در ] « 6 » قبرستان و گورخانهء پدران او را دفن نمايند . و هر قبيله گورخانه [ اى ] جدا و [ عليحده دارند در پشتهء ] « 7 » خرد و صحرا [ ى ] بيرون شهر كه در آنجا قبرهاى كلان از سنگ مرمر [ بسازند كه صور ] « 8 » آدميان و جانوران بسيار گرداگرد و مقابل قبرها نصب كردهاند . و بر سنگها و [ لوحههاى مرمر ] « 9 » كتيبه و خطوط مىنويسند كه عمر و سن ميّت و اعمال او را از آن مىتوان فهميد . [ و هر سال در ] « 10 » روز معين ، جميع قبيله و
هامش
( 1 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .
( 2 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .
( 3 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .
( 4 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .
( 5 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .
( 6 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .
( 7 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .
( 8 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .
( 9 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .
( 10 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .