درج مىكنند ، كه هر دبير و منشى را ممكن نيست كه مثل آن بنويسد مگر كسى كه در آن كار استعمال و ورزش « 1 » بسيار داشته باشد .
و در ابتداى هرسال كه نزد ايشان يك و نيم ماه قبل از نوروز است ، از هر صوبه و ملك ايلچيان به خدمت پادشاه مرسول مىگردند براى تعظيم و تكريم و خدمت پادشاه .
و در سر هر سيم سال ، اين رسالت و ارسال ايلچيان را به آراستگى و زينت تمام به جا مىآورند . و روز اول هر ماه جميع مدبّران و عاملان و حكّام هريك در صوبه و شهر خود جمع مىشوند در مكانى كه آنجا تخت و نشانههاى پادشاهى است 250 و برابر آن تخت مكرر خم مىشوند و به زانو درمىآيند به تمام تعظيم و وقار . در آن وقت دعا مىكنند كه ده هزار سال عمر پادشاه باشد .
و همان قسم تعظيمات نسبت به پادشاه مىكنند هر سال روز تولد پادشاه . و در آن روز مدبّران و عاملان نانكن و ديگر ايلچيان صوبجات و خويشان پادشاه به پكن مىآيند ، همه براى تهنيت و مباركباد و دعاى جاندرازى 251 گفتن پادشاه و پيشكشهاى عظيم از نظر پادشاه مىگذرانند . و هركس را كه پادشاه عامل و حاكم مىكند و يا انعامى مىدهد بايد كه پيش از صبح برابر تخت پادشاه [ رود و تعظيم و تكريم ] « 2 » [ 77 ] جهت شكرگزارى بهجا آورد . و در آنجا به حكم مقتدا و پيشواى قوانين و ضوابط يعنى ميرتزوك تخت پادشاه را تعظيمات و سجدات به جا مىآورد . و در اين تعظيمات بهجا آوردن لباس خاص دارند كه مىپوشند . و آن لباس از جنس مخمل است و بر سر كلاههاى طلا يا نقرهء مطلا مىگذارند . و به هر دو دست لوحى از عاج مىگيرند كه عرض آن چهار انگشت و طول آن دو وجب است و به آن لوح در اثناى حرف زدن با پادشاه دهان خود را مىپوشند .
و در زمان سابق چون پادشاه خود ظاهر مىشد ، از جاى بلند در دريچهء كلان خود را مىنمود ، در دست لوحى از عاج 252 گرفته براى پوشيدن روى خود و بالاى سر لوحى ديگر داشت به عرض نيمذرع و به طول يك ذرع . و اين لوح را در بالاى تاج پادشاه نصب مىكردند و جواهر گرانمايهء بسيار از آن لوح آويخته بود ، كه او را تمام مىپوشند .
و رنگى كه مخصوص پادشاه است و به ديگران منع است رنگ زرد است كه به آن
هامش
( 1 ) . ص : روش .
( 2 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .