به غير نام آن شخص زيارتكننده ننوشته با تواضعات و تكلفات چند . و آن كتابك را به دست دربان داده ، به اندرون مىفرستند . و اگر در خانه كسى نباشد يا كسى هست و به سبب موانعى بيرون نمىتواند آمد تا او را دريافته ، به خانه درآورد ، پس كتابك خود را [ در ] « 1 » دروازه گذاشته مىروند . همين قدر كافيست براى زيارت دوستان و چنان است كه گويا آن دوست را ملاقات و زيارت كرده باشد . پس هركسى را كه به ديدن او رود هر قدر كه مرتبهء آن شخصى كه به ديدن [ او ] رود كلانتر باشد نام خود را در آن كتابك جلىتر مىنويسد . 237
و هرگاه كه به يكديگر سوغات و هدايا مىفرستند ، چنانچه اين رسم در ميان ايشان متعارف است ، خواه به دست كسى فرستند خواه خود همراه مىبرند ، رسم چنان است كه به همان روش مذكور در كتابك خرد تفصيل سوغات را بنويسند . و عيب نيست كه آن سوغات را قبول نكند و يا پاره [ اى ] قبول كند و يا پاره [ اى ] پس دهد . اما لازم است كه كتاب خرد در جواب بفرستد و در آن شكرگزارى و تواضعات و تفصيل چيزهاى گرفته بنويسد . [ ا ] ما اگر نگرفته باشد از روى تواضع بنويسد كه نگرفتم و يا فلان فلان را گرفتم [ فلان چيز را پس فرستادم ] « 2 » . اگر چيزى در عوض فرستاده باشد تفصيل آن را مىنويسد . و هم در چين [ 68 ] رسم است كه زر نقد [ براى يكديگر ] « 3 » به طريق ارمغان فرستد ، خواه مرد ادنى به اعلى خواه اعلى به ادنى فرستد .
و كتابهاى مذكور را اكثر دوازده ورق سفيد مىباشد و طول آنها يك وجب و نيم است . در ورق اول ، كاغذ سرخى را به عرض دو انگشت و طول برابر كتابك مىچسبانند و آن كتاب را در كيسهء كاغذى نگاه مىدارند .
و علما و مدبّران هرگاه به زيارت و ديدن مىروند ، لباس و كسوت خاص مرتبه و منصب خود را مىپوشند 238 . و مردم صاحب تمكين و وقار اگرچه به مراتب عاليه نرسيدهاند ، ليكن لباس خاص دارند براى ديدنى و زيارت ياران . و اگر اتفاقا كسى دوچار كسى شود ، كه لباس زيارت و ديدنى نپوشيده ، به هيچوجه تواضع با يكديگر نمىتواند نمود ، تا آن وقت كه آن شخص هم لباس زيارت بپوشد . و بنابراين چون از
هامش
( 1 ) . افزوده از ك .
( 2 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .
( 3 ) . افزوده از ك .