تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چين نامه ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
انصاف و عدالت روگردان نشوند . و سرداران سپاه نيز براى محبت و تعصب وطن خويش به غيرت و كوشش زياده ملك را محافظت نمايند . و چون كسى به مرتبهء عمل و تدبير ملك رسيدند پسران و نفران او را رخصت نيست كه از خانه بيرون روند كه مبادا براى آن عامل تلاش رشوتى بكنند . و از طرف پادشاه نفران مقرراند كه از بيرون كارهاى او را به انجام رسانند و هرگاه كه [ از خانه بيرون مىرود در خانه را مهر مىكنند تا كسى بىمعرفت او ] « 1 » از خانه بيرون نرود . و مردم بيگانه را رخصت نيست كه در ملك چين ساكن شوند ، اگر فكر برآمدن و به وطن خود رفتن دارند يا قصد سودا و معامله با مردم ملك ديگر داشته باشند بلكه بيگانه را درون ملك خود راه نمىدهند . هرچند كه من در اين باب هيچ حكم ظاهر در كتب ايشان نديدم ، اما عادت [ اهل ] « 2 » چين از قديم الايام بر اين جارى گشته به سبب نفرت و كراهيت [ 62 ] كه از مردم بيگانه دارند . نه تنها اين زيست دارند دربارهء مردم بيگانه كه دوراند و دشمن ، بلكه نيز دربارهء آشنايان و باجگزاران خود ، چنانچه در باب مردم كوريه كه محدود به چين‌اند و اكثر قوانين ايشان با مردم چين يكى هست ، همين طور عمل مىكنند . و اگر احيانا شخصى بيگانه يا غريب پنهانى داخل چين شود او را نمىكشند و به غلامى نيز نمىگيرند اما منع مىنمايند كه به وطن خود مراجعت نمايد كه مبادا چيزهاى تازه كه متضمن ضرر اهل چين باشد پيدا كند . و مردم خود را كه بىرخصت پادشاه با بيگانگان معامله [ و ] آمد و رفت كنند به عذاب صعب‌ترين سياست مىكنند . 218 و اگر ضرور شود كه كسى را بيرون از ملك به ايلچيگرى فرستند هيچ كس اين معنى را قبول نكند . و چون كسى را به زور به آنجا روانه سازند تمام قبيلهء او بر او گريه و نوحه مىكنند كه گويا او را به كشتن مىبرند . وقتى كه برمىگردد سزاوار مىشود به مرتبه و منصب در عوض و پاداش آن محنت و هم « 3 » كه كشيد . و در ميان شهر هيچ كس يراق 219 و اسلحه با خود نگاه نمىدارد هرچند كه سپاهى يا سپه‌سالار باشد مگر وقتى كه براى سان و محله‌دادن 220 مىروند . اما بعضى مردم با سلاح رفاقت مىكنند امرا و عمالان بزرگ را . هيچ كس در خانهء خود نيز يراق و اسلحه نگاه
هامش
( 1 ) . افزوده از ك . ( 2 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك . ( 3 ) . ك : مهم .