تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چين نامه ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
پيش از آنكه اين فصل ادا شود بعضى خبرها از تدبير و عمل مردم چين ذكر كنم كه در آن چيزها با مردم فرنگ مغايرت دارند . اولا عجب مىنمايد كه با وجود آنكه ملك چين بسيار وسيع و مملو از خلايق و معمور و فراوان است از هر چيزى كه براى حرب و جنگ در كار است و ليكن هرگز به خاطر مردم چين نرسيد كه ملك‌هاى نزديك و همسايه را تسخير كنند ، بلكه [ به ملك ] « 1 » خود راضى بوده هوس و آرزوى ملك ديگرى ندارند . و غلط است آنچه مورخان ما دربارهء مردم چين نوشته‌اند كه ايشان در ابتداى پادشاهى نه تنها ملك‌هاى همسايگان و نزديكان را به دست آوردند بلكه تا هندوستان نيز رسيدند . پادرى ريكسوس نصرانى مىنويسد كه من به تمام كوشش تاريخ ايشان را از چهار هزار سال پيش از اين خواندم و هيچ نشان نيافتم از اين نقل‌هاى عجيب . و هرگز ايشان بر اين چيزها افتخار نمىنمايند بلكه مكرر اين حقيقت از بسيار علما پرسيدم ، ايشان همه به اتفاق جواب دادند كه اين واقعه هرگز نشده است و نمىتواند شد [ شايد ] « 2 » كه غلط راويان مذكور از اين ناشى شده باشد كه در ملك‌هاى بيگانه علامت قوم چين يافته باشند [ 58 ] و مىتواند بود كه بعضى مردم چين به رضا و رغبت خود نه به حكم پادشاه به ملك‌هاى بيگانه درآمده باشند . چنانچه مىبينم كه در اين اوان مسافرت و تجارت به ملك بيگانه بسيار مىنمايند . و اين نيز عجب است كه حكومت و داورى تمام ملك در دست علما است و سرداران و سپه‌سالاران سپاه ، ايشان را به تواضع و فروتنى تمام تعظيم مىنمايند و مطيع و فرمانبردار ايشان هستند . گاه مىشود كه علما ايشان را شلاق مىزنند چنانچه متعلمان اطفال را . و اسباب و لوازم جنگ را با هرچه دخل سپاهگرى دارد علما ترتيب مىدهند و سرانجام مىنمايند . و مشورت و تدبير ايشان در باب جنگ پيش پادشاه اعتبار و قوت زياده‌تر از تدبير و مشورت سرداران و ريش‌سفيدان سپاه دارد . و سرداران سپاه [ و ] پيشوايان لشكر را در مشورت و تدبير جنگ كمتر مىطلبند لاجرم شخصى كه صاحب همت 215 باشد هرگز داخل سپاه نمىشود و به تحصيل فنون سپاهگرى دل نمىدهد . و مرتبهء ادنى علما را بر مرتبهء اعلاى سپاهگرى اختيار مىكند و ترجيح مىدهد .
هامش
( 1 ) . افزوده از ك . ( 2 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .