و من اين را تحقيق كردهام كه پادشاه دليرى و اختيار ندارد كه چيزى را تغيير و تبديل دهد ، از آنچه در اين تجربه مقرر و مشخص شده باشد . و جمعى كه سياست و تنبيه مىيابند اندك نيستند زيرا كه در سال يكهزار [ و ] ششصد و هفت عيسوى كه در آن ، تجربه و تمييز آن عاملان كرده بودند چهار هزار عمال و مدبّران را سياست فرمودند و صورت حال و واقعه را باسمه و چاپه كرده به تمام ملك چين فرستادند .
و آن سياستيافتگان را پنج فرقه مىسازند . فرقهء اول طامعانند كه به رشوت ، عدالت و انصاف را فروختند و از مال بيت المال يا از مال و حق مردم چيزى براى خود گرفتند .
ايشان را از منصب و عمل معزول مىسازند و از جميع معافىها و نشانهاى منصب و بزرگى ابدا محروم مىشوند . فرقهء دوم ظالمان و جباراناند كه گناهكاران و مجرمان را زياده از حد ، سياست كردند و رنجانيدند . ايشان نيز از مرتبهء بزرگى و نشانهاى آن محروم مانده در خانهء خود [ مىنشينند ] « 1 » . فرقهء سوم پيران و بيماران و مريضان و جمعىاند كه در تنبيه گناهگاران سستى و در لوازم [ كار خود ] « 2 » مداهنت كردند . ايشان نيز از خدمت معزول مىگردند و ليكن معافىها و نشانهاى [ منصب ] « 3 » ، تمام عمر با ايشان وامىگذارند . فرقهء چهارم جمعىاند كه بىاحتياط و بىرويت حكم كردند و در حكم راندن و عمل بىرويت و بىفكر بودند و هيچ كدام شعور كافى نداشتند . ايشان را به خدمات [ 61 ] و مناصب ادنى نامزد مىفرمايند يا آنها را مىفرستند به ملكهايى كه تدبير عمل آنجا آسانتر باشد . و فرقهء پنجم جمعىاند كه خود را و عيال و وابستگان خود را به آگاهى تدبير نكردند و زندگانى لايق به مرتبهء ديوانيان و عمالان ننمودند و فاسق و فاجر و نامقيد بودند . آن جماعه از منصب و عمل در تمام عمر محروم و معزول مىگردند . و به همين طريق به هر پنج حال تجربه و امتحان مىكنند مدبّران و عمالان پايتخت نانكن را .
و هم در آن ايام سرداران و عاملان سپاه را به همان دستور تجربه و امتحان مىنمايند . و ضابطه نيست كه كسى را در وطن او عامل و مدبّر گردانند الا مدبّران و عاملان سپاه را . و وجه اين آنست كه عاملان و مدبّران به سبب دوستان و آشنايان از
هامش
( 1 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .
( 2 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .
( 3 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .