و جميع مدبّران و عاملان خواه حكما و علما خواه سپاهى باشد ، از خرد و كلان به يك روش كلاه بر سر مىگذارند . و آن كلاه از پارچهء سياه است و از دو طرف آن نزديك به گوش [ دو گوشه به شكل ] « 1 » اهليلجى 208 قرار مىدهند كه متصلاند به كلاه و ليكن به آسانى از سر مىافتد و اين از براى آن است كه در راه به تمكين روند و به اين طرف و به آن طرف نگاه نكنند و سر را بسيار حركت ندهند و الا گوشهاى كلاه گوشهها « 2 » خواهند افتاد .
و همه به يك طور لباس مىپوشند و موزه در پا مىكنند و همه كمربند دارند كه بسيار درازتر است از كمر ايشان و كمر را سست مىبندند . و عرض كمربند از چهار انگشت زياده نيست و بر سينه و بر پشت دو مربع به روى كمربند نصب مىنمايند . و در كمربندها و مربعهاى مذكور اقسام زينت و تكلّفات به كار مىبرند چنانچه از آنها مرتبهء هريك از علما و سپاه ظاهر مىگردد . و در آن مربعها ، شكل چهارپايان و پرندگان و گلها و گياهها مصور مىكنند . 209 و كمربندها را از مصالح مختلف مىسازند بعضى را از چوب و بعضى را از شاخ و بعضى را از چوبهاى خوشبو اما بهتر آنست كه از يك قسم سنگ مىسازند كه آن را يشب 210 خوانند .
و نيز اختلاف مرتبه و درجات ايشان شناخته مىشود از سايبان و آفتابگردان كه بر بالاى سر ايشان مىبرند . [ بعضى از آنها به رنگ كبود و بعضى به رنگ زرد بود بعضى دو سايبان دارند و ] « 3 » بعضى سه و ساير عمال را تنها يك سايبان است كه بر سر او مىبرند . و ديگر تفاوت مراتب ايشان دانسته مىشود از روش سوارى و رفتار ايشان چرا كه عاملان ادنى به اسب سوار مىشوند و بزرگان بر تخت نشسته مردم ايشان را بر دوش مىبرند . و نيز از عدد حمالان و كهاران 211 تفاوت مراتب [ 57 ] بزرگان ظاهر مىگردد 212 زيرا كه بعضى را چهار نفر و بعضى را هشت نفر رواست . و دولتمندان و بزرگان را علامت ديگر هست مثلا علمها و بيرقها و زنجير 213 ها و عودسوزها و مجمرها كه پيشاپيش ايشان مىبرند و مردمان بسيار كه همراه مىروند به شور و غوغا مردم را از راه دور مىكنند . و مرتبهء ادب و تعظيم ايشان در دل مردم چين جاى گرفته كه در وقت راه رفتن ايشان در گذرهاى پرغلو و كثرت مردم همه به يك طرف رفته كوچه مىدهند . 214
هامش
( 1 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .
( 2 ) . ص ، ك : كلاه يا گوشها . تصحيح قياسى است .
( 3 ) . افزوده از ك .